regulars

[ایالات متحده]/ˈrɛɡjʊləz/
[بریتانیا]/ˈrɛɡjələrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سربازان منظم (جمع منظم)؛ اعضای اصلی (یا رسمی)؛ مشتریان مکرر؛ راهبان

عبارات و ترکیب‌ها

favorite regulars

مشتری‌های مورد علاقه

loyal regulars

مشتری‌های وفادار

new regulars

مشتری‌های جدید

local regulars

مشتری‌های محلی

regulars only

فقط مشتری‌های ویژه

regulars night

شب مشتری‌های ویژه

regulars discount

تخفیف مشتری‌های ویژه

regulars table

میز مشتری‌های ویژه

regulars club

باشگاه مشتری‌های ویژه

regulars spot

محل مورد علاقه مشتری‌ها

جملات نمونه

the café is known for its regulars who visit every morning.

قهوه‌خانه به خاطر مشتریان دائمی‌اش که هر روز صبح از آن بازدید می‌کنند، معروف است.

regulars often receive special discounts at the restaurant.

مشتریان دائمی اغلب در رستوران از تخفیف‌های ویژه برخوردار می‌شوند.

she has become one of the regulars at the gym.

او به یکی از مشتریان دائمی باشگاه تبدیل شده است.

the barista knows all the regulars by name.

باریستا همه مشتریان دائمی را به نام می‌شناسد.

regulars at the bookstore often share recommendations.

مشتریان دائمی در کتابفروشی اغلب توصیه‌هایی را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند.

he enjoys chatting with the regulars at the pub.

او از گپ و گفت با مشتریان دائمی در بار لذت می‌برد.

the regulars always have a seat reserved for them.

برای مشتریان دائمی همیشه صندلی رزرو شده است.

newcomers are often welcomed by the regulars.

افراد جدید اغلب توسط مشتریان دائمی مورد استقبال قرار می‌گیرند.

the regulars have formed a close-knit community.

مشتریان دائمی یک جامعه صمیمی شکل داده‌اند.

during the holidays, the regulars gather for a special event.

در تعطیلات، مشتریان دائمی برای یک رویداد ویژه گرد هم می‌آیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید