reinsertion

[ایالات متحده]/ˌriːɪnˈsɜːʃən/
[بریتانیا]/ˌriːɪnˈsɜrʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دوباره وارد کردن چیزی؛ حالت دوباره وارد شده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

reinsertion process

فرآیند دوباره‌کاری

reinsertion technique

تکنیک دوباره‌کاری

reinsertion method

روش دوباره‌کاری

reinsertion strategy

استراتژی دوباره‌کاری

reinsertion procedure

روش کار دوباره‌کاری

reinsertion point

نقطه دوباره‌کاری

reinsertion operation

عملیات دوباره‌کاری

reinsertion phase

فاز دوباره‌کاری

reinsertion task

وظیفه دوباره‌کاری

reinsertion analysis

تجزیه و تحلیل دوباره‌کاری

reinsertion site

محل دوباره‌کاری

reinsertion error

خطای دوباره‌کاری

reinsertion failure

شکست دوباره‌کاری

جملات نمونه

the reinsertion of the data was successful.

بازنشانی داده‌ها با موفقیت انجام شد.

reinsertion into the system requires proper authorization.

بازنشانی در سیستم نیاز به مجوز مناسب دارد.

the reinsertion process can take several hours.

فرآیند بازنشانی ممکن است چند ساعت طول بکشد.

he was responsible for the reinsertion of the files.

او مسئولیت بازنشانی فایل‌ها را بر عهده داشت.

reinsertion of the components is crucial for the project.

بازنشانی قطعات برای پروژه حیاتی است.

they discussed the reinsertion of the old policies.

آنها در مورد بازنشانی سیاست‌های قدیمی بحث کردند.

the reinsertion of the images improved the presentation.

بازنشانی تصاویر، ارائه را بهبود بخشید.

she oversaw the reinsertion of the new software.

او بر بازنشانی نرم‌افزار جدید نظارت داشت.

after the reinsertion, the system functioned better.

پس از بازنشانی، سیستم بهتر کار کرد.

reinsertion of the data is necessary for accuracy.

بازنشانی داده‌ها برای دقت ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید