| صفت عالی | reinvest |
the company decided to reinvent itself to stay competitive in the market.
شرکت تصمیم گرفت خود را بازسازی کند تا در بازار رقابتی بماند.
she reinvented her career by transitioning from marketing to software development.
او با تغییر کار خود از بازاریابی به توسعه نرم افزار، حرفه خود را بازسازی کرد.
the restaurant reinvented the wheel by creating a completely new menu concept.
رستوران با ایجاد یک مفهوم کاملا جدید برای منو، چرخ را بازسازی کرد.
the government plans to reinvest profits into infrastructure development projects.
دولت قصد دارد سود خود را در پروژه های توسعه زیرساختی بازگرداند.
investors should reinvest their dividends to maximize long-term returns.
سرمایه گذاران باید سود خود را بازگردانند تا بازدهی بلند مدت را بیشینه کنند.
the coach implemented new strategies to reinvigorate the struggling team.
مربی استراتژی های جدیدی را اجرا کرد تا تیمی که در دشواری بود را تقویت کند.
new leadership helped reinvigorate the company's stale corporate culture.
رهبری جدید به بازگرداندن فرهنگ کاری خاموش شرکت کمک کرد.
police decided to reinvestigate the cold case after new evidence emerged.
پلیس پس از ظهور شواهد جدید تصمیم گرفت مجدد به پرونده سرد تحقیق کند.
the scientists will reinvestigate the phenomenon with advanced equipment.
دانشمندان قصد دارند با تجهیزات پیشرفته، این پدیده را مجدد تحقیق کنند.
she reinvented her image by changing her style and social media presence.
او با تغییر سبک خود و حضور در رسانه های اجتماعی، تصویر خود را بازسازی کرد.
the tourism board launched a campaign to reinvigorate the local economy.
هیئت گردشگری یک حمله تبلیغاتی راه اندازی کرد تا اقتصاد محلی را تقویت کند.
management decided to reinventory all warehouse items after the system update.
مدیریت تصمیم گرفت پس از به روز رسانی سیستم، تمامی کالاها در انبار را مجدد شمارش کند.
the company decided to reinvent itself to stay competitive in the market.
شرکت تصمیم گرفت خود را بازسازی کند تا در بازار رقابتی بماند.
she reinvented her career by transitioning from marketing to software development.
او با تغییر کار خود از بازاریابی به توسعه نرم افزار، حرفه خود را بازسازی کرد.
the restaurant reinvented the wheel by creating a completely new menu concept.
رستوران با ایجاد یک مفهوم کاملا جدید برای منو، چرخ را بازسازی کرد.
the government plans to reinvest profits into infrastructure development projects.
دولت قصد دارد سود خود را در پروژه های توسعه زیرساختی بازگرداند.
investors should reinvest their dividends to maximize long-term returns.
سرمایه گذاران باید سود خود را بازگردانند تا بازدهی بلند مدت را بیشینه کنند.
the coach implemented new strategies to reinvigorate the struggling team.
مربی استراتژی های جدیدی را اجرا کرد تا تیمی که در دشواری بود را تقویت کند.
new leadership helped reinvigorate the company's stale corporate culture.
رهبری جدید به بازگرداندن فرهنگ کاری خاموش شرکت کمک کرد.
police decided to reinvestigate the cold case after new evidence emerged.
پلیس پس از ظهور شواهد جدید تصمیم گرفت مجدد به پرونده سرد تحقیق کند.
the scientists will reinvestigate the phenomenon with advanced equipment.
دانشمندان قصد دارند با تجهیزات پیشرفته، این پدیده را مجدد تحقیق کنند.
she reinvented her image by changing her style and social media presence.
او با تغییر سبک خود و حضور در رسانه های اجتماعی، تصویر خود را بازسازی کرد.
the tourism board launched a campaign to reinvigorate the local economy.
هیئت گردشگری یک حمله تبلیغاتی راه اندازی کرد تا اقتصاد محلی را تقویت کند.
management decided to reinventory all warehouse items after the system update.
مدیریت تصمیم گرفت پس از به روز رسانی سیستم، تمامی کالاها در انبار را مجدد شمارش کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید