reiss

[ایالات متحده]/reɪs/
[بریتانیا]/reɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد پولی سابق پرتغال و برزیل؛ واحد پولی سابق پرتغال و برزیل

عبارات و ترکیب‌ها

rice reis

برنج ریس

reis bowl

ظرف ریس

reis dish

غذای ریس

fried reis

ریس سرخ شده

reis recipe

دستورالعمل ریس

reis cooker

پلوپز ریس

sweet reis

ریس شیرین

reis salad

سالاد ریس

spicy reis

ریس تند

reis cooking

پخت ریس

reis variety

نوع ریس

reis meal

وعده غذایی ریس

جملات نمونه

she decided to take a reis to the mountains.

او تصمیم گرفت برای رفتن به کوه‌ها یک سفر انجام دهد.

we planned a reis to explore the ancient ruins.

ما یک سفر برای کاوش در ویرانه‌های باستانی برنامه‌ریزی کردیم.

he always takes a reis during the summer holidays.

او همیشه در تعطیلات تابستان یک سفر انجام می‌دهد.

the reis was filled with beautiful landscapes.

این سفر با مناظر زیبا پر شده بود.

they enjoyed a reis along the coast.

آنها از یک سفر در امتداد ساحل لذت بردند.

after the reis, she felt refreshed and inspired.

بعد از سفر، او احساس تازگی و الهام کرد.

his reis included visits to several museums.

سفر او شامل بازدید از چندین موزه بود.

we documented our reis with photos and notes.

ما سفر خود را با عکس‌ها و یادداشت‌ها مستند کردیم.

she shared stories from her reis with friends.

او داستان‌های سفر خود را با دوستانش به اشتراک گذاشت.

planning a reis takes time and effort.

برنامه‌ریزی برای یک سفر زمان و تلاش می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید