relight

[ایالات متحده]/'rilaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره مشتعل کردن، دوباره روشن کردن
Word Forms
جمعrelights

جملات نمونه

he reached for the matches to relight his pipe.

او به دنبال کبریت‌ها برای دوباره روشن کردن پیپ خود بود.

نمونه‌های واقعی

And then as the Sun collapses enough, the ash relights and the helium burns into carbon. And that's when things get really hot.

و سپس با چسبیدن خورشید به اندازه کافی، خاکستر دوباره روشن می‌شود و هلیوم به کربن تبدیل می‌شود. و این زمانی است که اوضاع واقعاً داغ می‌شود.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

It's Mimi, a young woman who lives in the same building; her candle has blown out and she needs a flame to relight it.

او میمی است، دختری جوان که در همان ساختمان زندگی می‌کند؛ شمع او خاموش شده و به شعله‌ای برای دوباره روشن کردن آن نیاز دارد.

منبع: Level 8 08.Spotlight

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید