work remotely
کار از راه دور
a new type of remotely controlled torpedo.
یک نوع جدید تلمبه کنترل از راه دور.
he had never been remotely jealous.
او هرگز به طور محسوسی حسادت نکرده بود.
There are air-cluth in upside that can control remotely and electric-cluth in downset.
در قسمت بالایی، سیستم هوای هوا وجود دارد که می تواند از راه دور کنترل شود و سیستم برقی در قسمت پایین.
I have never seen anything remotely resembling the horrors of that day.
من هرگز چیزی شبیه به وحشت آن روز ندیده ام.
Are you sure you haven’t seen anything even remotely suspicious?
آیا مطمئن هستید حتی چیز مشکوکی هم ندیده اید؟
There is no other player even remotely approaching her caliber.
هیچ بازیکنی وجود ندارد که حتی از لحاظ مهارت به او نزدیک باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید