remunerative

[ایالات متحده]/rɪˈmjuːnərətɪv/
[بریتانیا]/rɪˈmjuːnərətɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مالی سودآور، پرسود

جملات نمونه

Is it necessary to decide between remunerative work and meaningful work?

آیا تصمیم‌گیری بین کار پرسود و کار معنی‌دار ضروری است؟

He is prepared to make a living by accepting any remunerative chore.

او آماده است تا با پذیرش هر کار پردرآمد امرار معاش کند.

Is it necessary to decide between remunerative work and meaningful work?If it were to be either/or, which would you choose?

آیا تصمیم‌گیری بین کار پرسود و کار معنی‌دار ضروری است؟ اگر قرار باشد یکی را انتخاب کرد، کدام را انتخاب می‌کردید؟

a highly remunerative career

یک شغل پردرآمد

looking for a remunerative position

به دنبال یک موقعیت پردرآمد

remunerative work from home opportunities

فرصت های شغلی پردرآمد در منزل

a remunerative side hustle

یک کار جانبی پردرآمد

نمونه‌های واقعی

Our modern ideas of work are a lot the Renaissance idea of remunerative creative genius.

ایده‌های مدرن ما در مورد کار، بسیار شبیه به ایده رنسانسیِ نبوغ خلاق و پردرآمد هستند.

منبع: History

I detested the chambers beyond expression at that period of repentance, and could not endure the sight of the Avenger's livery; which had a more expensive and a less remunerative appearance then than at any other time in the four-and-twenty hours.

من اتاق‌های فراتر از بیان را در آن دوره توبه، نفرت داشتم و نمی‌توانستم چشمم را به لباس انتقامگر بیفتانم؛ که در آن زمان، گران‌تر و کم‌درآمدتر از هر زمان دیگری در طول بیست و چهار ساعت به نظر می‌رسید.

منبع: Great Expectations (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید