unprofitable

[ایالات متحده]/ʌn'prɒfɪtəb(ə)l/
[بریتانیا]/ʌn'prɑfɪtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سودآور نیست، پول نمی‌سازد، بی‌فایده

جملات نمونه

an unprofitable business venture.

یک طرح تجاری غیر سودآور

there has been much unprofitable speculation.

بسیاری از спекуляция غیر سودآور وجود داشته است.

organizations which do not have freedom to exit from unprofitable markets.

سازمان‌هایی که آزادی خروج از بازارهای غیر سودآور را ندارند.

once the profitable enterprises have been sold the unprofitable rump will be left.

پس از فروش کسب و کارهای سودآور، بخش غیر سودآور باقی خواهد ماند.

Unprofitable eloquence is like the cypress,which is great and tall,but bears no fruit.

فصاحت بی‌فایده مانند سرو است که بزرگ و بلند است اما میوه نمی‌دهد.

After John found farming unprofitable,he moved to town and turned his hand to carpentry.

پس از اینکه جان کشاورزی را غیر سودآور یافت، به شهر نقل مکان کرد و به نجاری پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید