renowns

[ایالات متحده]/rɪˈnaʊnz/
[بریتانیا]/rɪˈnaʊnz/

ترجمه

n. شهرت; اعتبار
vt. مشهور کردن; اعتبار بخشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

world renowns

شهرت جهانی

renowns in art

شهرت در هنر

renowns of science

شهرت در علم

local renowns

شهرت محلی

sports renowns

شهرت ورزشی

cultural renowns

شهرت فرهنگی

renowns in music

شهرت در موسیقی

famous renowns

شهرت مشهور

renowns of literature

شهرت در ادبیات

renowns of history

شهرت در تاریخ

جملات نمونه

many artists gain renowns for their unique styles.

هنرمندان زیادی به دلیل سبک‌های منحصر به فردشان شهرت کسب می‌کنند.

her renowns in the field of science are well-deserved.

شهرت او در زمینه علم شایسته است.

he achieved renowns as a leading figure in the industry.

او به عنوان چهره پیشرو در صنعت به شهرت رسید.

the author's renowns spread quickly after the book's release.

شهرت نویسنده پس از انتشار کتاب به سرعت گسترش یافت.

many chefs earn renowns for their culinary skills.

آشپزهای زیادی به دلیل مهارت‌های آشپزی خود شهرت کسب می‌کنند.

his renowns as a philanthropist are recognized worldwide.

شهرت او به عنوان یک خیرخواه در سراسر جهان شناخته شده است.

she gained renowns through her groundbreaking research.

او از طریق تحقیقات پیشگامانه خود به شهرت رسید.

renowns in the fashion industry can lead to lucrative opportunities.

شهرت در صنعت مد می‌تواند منجر به فرصت‌های سودآور شود.

the musician's renowns were highlighted during the award ceremony.

شهرت نوازنده در طول مراسم اهدای جوایز برجسته شد.

she is known for her renowns in environmental activism.

او به دلیل شهرت خود در زمینه فعال‌گری محیط‌زیستی شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید