reoxygenation

[US]/[riːˈɒksɪdʒɪˈneɪʃən]/
[UK]/[rɪˈɒksɪdʒɪˈneɪʃən]/
Frequency: Very High

Translation

n. فرآیند بازگرداندن اکسیژن به بافت‌ها یا مایعات؛ وارد کردن اکسیژن به محیطی که قبلاً فاقد اکسیژن بوده است؛ فرآیند بازگرداندن اکسیژن به یک توده آب.

Phrases & Collocations

reoxygenation therapy

درمان بازاکسیژناسیون

promoting reoxygenation

ترویج بازاکسیژناسیون

tissue reoxygenation

بازاکسیژناسیون بافتی

post-reoxygenation

پس از بازاکسیژناسیون

reoxygenation process

فرآیند بازاکسیژناسیون

enhanced reoxygenation

بازاکسیژناسیون تقویت‌شده

reoxygenation levels

سطوح بازاکسیژناسیون

following reoxygenation

پس از بازاکسیژناسیون

reoxygenation potential

پتانسیل بازاکسیژناسیون

assessing reoxygenation

ارزیابی بازاکسیژناسیون

Example Sentences

the surgeon initiated reoxygenation of the ischemic tissue.

جراح شروع به اکسیژن‌رسانی مجدد به بافت ایسکمیک کرد.

successful reoxygenation improved patient outcomes significantly.

اکسیژن‌رسانی مجدد موفقیت‌آمیز به طور قابل توجهی نتایج بیمار را بهبود بخشید.

post-ischemic reoxygenation can sometimes cause injury.

اکسیژن‌رسانی مجدد پس از ایسکمی گاهی اوقات می‌تواند باعث آسیب شود.

controlled reoxygenation is crucial in myocardial protection.

اکسیژن‌رسانی مجدد کنترل شده در محافظت از میوکارد بسیار مهم است.

we studied the effects of rapid reoxygenation on cellular metabolism.

ما اثرات اکسیژن‌رسانی مجدد سریع بر متابولیسم سلولی را مطالعه کردیم.

the goal is to achieve safe and effective reoxygenation.

هدف دستیابی به اکسیژن‌رسانی مجدد ایمن و موثر است.

monitoring oxygen levels guides reoxygenation strategies.

نظارت بر سطح اکسیژن، استراتژی‌های اکسیژن‌رسانی مجدد را راهنمایی می‌کند.

delayed reoxygenation can be beneficial in some cases.

اکسیژن‌رسانی مجدد تأخیری می‌تواند در برخی موارد مفید باشد.

reoxygenation therapy is a promising area of research.

درمان اکسیژن‌رسانی مجدد یک حوزه تحقیقات امیدوارکننده است.

the device facilitates controlled reoxygenation of the limb.

این دستگاه اکسیژن‌رسانی مجدد کنترل شده اندام را تسهیل می‌کند.

gradual reoxygenation minimizes tissue damage during reperfusion.

اکسیژن‌رسانی مجدد تدریجی آسیب به بافت را در طول رپرفیوژن به حداقل می‌رساند.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now