repines

[ایالات متحده]/rɪˈpaɪnz/
[بریتانیا]/rɪˈpaɪnz/

ترجمه

v. احساس نارضایتی کردن یا ابراز نارضایتی

عبارات و ترکیب‌ها

repines at fate

در برابر سرنوشت شکایت می‌کند

repines in silence

در سکوت شکایت می‌کند

repines for loss

به خاطر از دست دادن شکایت می‌کند

repines in solitude

در تنهایی شکایت می‌کند

repines against fate

در برابر سرنوشت شکایت می‌کند

repines over time

در مورد زمان شکایت می‌کند

repines with regret

با ناراحتی شکایت می‌کند

repines for change

به خاطر تغییر شکایت می‌کند

repines in vain

به طور بیهوده شکایت می‌کند

repines for freedom

به خاطر آزادی شکایت می‌کند

جملات نمونه

he often repines about his lost opportunities.

او اغلب در مورد فرصت‌های از دست رفته‌اش ناله می‌کند.

don't repine over what you cannot change.

در مورد چیزهایی که نمی‌توانید تغییر دهید ناله نکنید.

she tends to repine in silence when things go wrong.

وقتی کارها به هم می‌ریزد، او معمولاً در سکوت ناله می‌کند.

he repines for the days of his youth.

او برای روزهای جوانی‌اش ناله می‌کند.

many people repine at the state of the economy.

بسیاری از مردم در مورد وضعیت اقتصاد ناله می‌کنند.

she does not repine, but instead seeks solutions.

او ناله نمی‌کند، بلکه به دنبال راه‌حل‌ها می‌گردد.

it's easy to repine when faced with challenges.

وقتی با چالش‌ها روبرو می‌شوید، ناله کردن آسان است.

he repines about his job, wishing for a change.

او در مورد شغلش ناله می‌کند و خواستار تغییر است.

rather than repine, she decided to take action.

به جای ناله کردن، او تصمیم گرفت اقدام کند.

they repine over the past, missing old friends.

آنها در مورد گذشته ناله می‌کنند و دوستان قدیمی را از دست داده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید