replants

[ایالات متحده]/rɪˈplænts/
[بریتانیا]/rɪˈplænts/

ترجمه

v. دوباره کاشتن; تغییر محصول; جابجا کردن (مردم); reposition کردن

عبارات و ترکیب‌ها

tree replants

کاشت مجدد درخت

crop replants

کاشت مجدد محصول

plant replants

کاشت مجدد گیاه

replants needed

نیاز به کاشت مجدد

replants occur

کاشت مجدد اتفاق می‌افتد

replants success

موفقیت در کاشت مجدد

replants strategy

استراتژی کاشت مجدد

replants project

پروژه کاشت مجدد

replants benefits

مزایای کاشت مجدد

replants method

روش کاشت مجدد

جملات نمونه

the gardener replants the flowers every spring.

باغبانی هر سال بهار گل‌ها را دوباره می‌کارد.

after the storm, she replants the damaged shrubs.

بعد از طوفان، بوته‌های آسیب‌دیده را دوباره می‌کارد.

they often replants trees in the community park.

آنها اغلب درختان را در پارک محلی دوباره می‌کارند.

the farmer replants the crops to increase yield.

کشاورز محصولات را دوباره می‌کارد تا عملکرد را افزایش دهد.

he replants the seedlings in a larger pot.

او نهال‌ها را در یک گلدان بزرگتر دوباره می‌کارد.

after the winter, she replants her vegetable garden.

بعد از زمستان، باغچه سبزیجات خود را دوباره می‌کارد.

the city replants flowers along the main street.

شهر گل‌ها را در امتداد خیابان اصلی دوباره می‌کارد.

he replants the lawn to make it greener.

او چمن را دوباره می‌کارد تا آن را سبزتر کند.

they replants the vines to improve grape production.

آنها تاک‌ها را دوباره می‌کارند تا تولید انگور را بهبود بخشند.

she replants the indoor plants every few months.

او هر چند ماه یکبار گیاهان داخل خانه را دوباره می‌کارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید