energy replenisher
تقویتکننده انرژی
water replenisher
تقویتکننده آب
nutrient replenisher
تقویتکننده مواد مغذی
vitamin replenisher
تقویتکننده ویتامین
calorie replenisher
تقویتکننده کالری
electrolyte replenisher
تقویتکننده الکترولیت
protein replenisher
تقویتکننده پروتئین
hydration replenisher
تقویتکننده هیدراتاسیون
energy drink replenisher
تقویتکننده نوشیدنی انرژیزا
replenisher product
محصول تقویتکننده
the replenisher ensured that the shelves were always stocked.
تامینکننده اطمینان حاصل کرد که قفسهها همیشه پر باشند.
as a replenisher, i work closely with the inventory team.
من به عنوان تامینکننده، به طور نزدیک با تیم موجودی کار میکنم.
the replenisher checks for low stock levels regularly.
تامینکننده به طور منظم سطح موجودی پایین را بررسی میکند.
being a replenisher requires good organizational skills.
تامینکننده بودن نیازمند مهارتهای سازمانی خوب است.
the replenisher was praised for their efficiency.
تامینکننده به خاطر کارایی خود مورد تحسین قرار گرفت.
each replenisher has a specific area to manage.
هر تامینکننده منطقهای خاص برای مدیریت دارد.
the replenisher received training on inventory management.
تامینکننده آموزش مدیریت موجودی دریافت کرد.
customers appreciate a well-stocked store thanks to the replenisher.
مشتریان از داشتن یک فروشگاه پر شده قدردانی میکنند، به لطف تامینکننده.
the replenisher must communicate with suppliers frequently.
تامینکننده باید به طور مکرر با تامینکنندگان ارتباط برقرار کند.
in busy seasons, the role of the replenisher becomes even more critical.
در فصول شلوغ، نقش تامینکننده حتی حیاتیتر میشود.
energy replenisher
تقویتکننده انرژی
water replenisher
تقویتکننده آب
nutrient replenisher
تقویتکننده مواد مغذی
vitamin replenisher
تقویتکننده ویتامین
calorie replenisher
تقویتکننده کالری
electrolyte replenisher
تقویتکننده الکترولیت
protein replenisher
تقویتکننده پروتئین
hydration replenisher
تقویتکننده هیدراتاسیون
energy drink replenisher
تقویتکننده نوشیدنی انرژیزا
replenisher product
محصول تقویتکننده
the replenisher ensured that the shelves were always stocked.
تامینکننده اطمینان حاصل کرد که قفسهها همیشه پر باشند.
as a replenisher, i work closely with the inventory team.
من به عنوان تامینکننده، به طور نزدیک با تیم موجودی کار میکنم.
the replenisher checks for low stock levels regularly.
تامینکننده به طور منظم سطح موجودی پایین را بررسی میکند.
being a replenisher requires good organizational skills.
تامینکننده بودن نیازمند مهارتهای سازمانی خوب است.
the replenisher was praised for their efficiency.
تامینکننده به خاطر کارایی خود مورد تحسین قرار گرفت.
each replenisher has a specific area to manage.
هر تامینکننده منطقهای خاص برای مدیریت دارد.
the replenisher received training on inventory management.
تامینکننده آموزش مدیریت موجودی دریافت کرد.
customers appreciate a well-stocked store thanks to the replenisher.
مشتریان از داشتن یک فروشگاه پر شده قدردانی میکنند، به لطف تامینکننده.
the replenisher must communicate with suppliers frequently.
تامینکننده باید به طور مکرر با تامینکنندگان ارتباط برقرار کند.
in busy seasons, the role of the replenisher becomes even more critical.
در فصول شلوغ، نقش تامینکننده حتی حیاتیتر میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید