replyer

[ایالات متحده]/rɪˈplaɪə/
[بریتانیا]/rɪˈplaɪər/

ترجمه

n. شخصی که پاسخ می‌دهد یا جواب می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

quick replyer

پاسخ‌گوی سریع

efficient replyer

پاسخ‌گوی کارآمد

automated replyer

پاسخ‌گوی خودکار

friendly replyer

پاسخ‌گوی دوستانه

professional replyer

پاسخ‌گوی حرفه‌ای

instant replyer

پاسخ‌گوی فوری

helpful replyer

پاسخ‌گوی مفید

courteous replyer

پاسخ‌گوی مؤدب

active replyer

پاسخ‌گوی فعال

reliable replyer

پاسخ‌گوی قابل اعتماد

جملات نمونه

the replyer provided helpful feedback.

پاسخگو بازخورد مفیدی ارائه داد.

as a replyer, you should be concise.

به عنوان پاسخگو، باید مختصر باشید.

the replyer answered all the questions promptly.

پاسخگو به سرعت به همه سؤالات پاسخ داد.

being a good replyer requires patience.

برای اینکه یک پاسخگو خوب باشید، صبر لازم است.

the replyer clarified the confusion in the discussion.

پاسخگو سردرگمی در بحث را برطرف کرد.

every replyer should respect others' opinions.

هر پاسخگویی باید به نظرات دیگران احترام بگذارد.

the replyer was recognized for their contributions.

پاسخگو به خاطر مشارکت هایشان مورد تقدیر قرار گرفت.

sometimes the replyer needs to provide additional context.

گاهی اوقات پاسخگو نیاز دارد زمینه بیشتری ارائه دهد.

the replyer engaged with the audience effectively.

پاسخگو به طور موثر با مخاطبان ارتباط برقرار کرد.

a skilled replyer can enhance the conversation.

یک پاسخگو ماهر می تواند مکالمه را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید