quick replyer
پاسخگوی سریع
efficient replyer
پاسخگوی کارآمد
automated replyer
پاسخگوی خودکار
friendly replyer
پاسخگوی دوستانه
professional replyer
پاسخگوی حرفهای
instant replyer
پاسخگوی فوری
helpful replyer
پاسخگوی مفید
courteous replyer
پاسخگوی مؤدب
active replyer
پاسخگوی فعال
reliable replyer
پاسخگوی قابل اعتماد
the replyer provided helpful feedback.
پاسخگو بازخورد مفیدی ارائه داد.
as a replyer, you should be concise.
به عنوان پاسخگو، باید مختصر باشید.
the replyer answered all the questions promptly.
پاسخگو به سرعت به همه سؤالات پاسخ داد.
being a good replyer requires patience.
برای اینکه یک پاسخگو خوب باشید، صبر لازم است.
the replyer clarified the confusion in the discussion.
پاسخگو سردرگمی در بحث را برطرف کرد.
every replyer should respect others' opinions.
هر پاسخگویی باید به نظرات دیگران احترام بگذارد.
the replyer was recognized for their contributions.
پاسخگو به خاطر مشارکت هایشان مورد تقدیر قرار گرفت.
sometimes the replyer needs to provide additional context.
گاهی اوقات پاسخگو نیاز دارد زمینه بیشتری ارائه دهد.
the replyer engaged with the audience effectively.
پاسخگو به طور موثر با مخاطبان ارتباط برقرار کرد.
a skilled replyer can enhance the conversation.
یک پاسخگو ماهر می تواند مکالمه را بهبود بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید