repolarization

[ایالات متحده]/ˌriːˌpəʊləraɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌriːˌpɔːləraɪˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند بازگرداندن قطبش یک غشاء پس از دپولاریزاسیون

عبارات و ترکیب‌ها

cell repolarization

بازشدن مجدد سلول

repolarization phase

فاز بازشدن مجدد

rapid repolarization

بازشدن مجدد سریع

repolarization delay

تاخیر در بازشدن مجدد

repolarization process

فرآیند بازشدن مجدد

repolarization current

جریان بازشدن مجدد

ventricular repolarization

بازشدن مجدد بطنی

repolarization abnormality

نارملی در بازشدن مجدد

repolarization reserve

ظرفیت بازشدن مجدد

myocardial repolarization

بازشدن مجدد عضله قلب

جملات نمونه

the process of repolarization is crucial for heart function.

فرآیند بازقطبش برای عملکرد قلب بسیار مهم است.

during repolarization, potassium ions exit the cell.

در طول بازقطبش، یون‌های پتاسیم سلول را ترک می‌کنند.

repolarization restores the resting potential of the neuron.

بازقطبش پتانسیل استراحت نورون را بازمی‌گرداند.

abnormal repolarization can lead to arrhythmias.

بازقطبش غیرطبیعی می‌تواند منجر به آریتمی شود.

electrocardiograms can show signs of repolarization issues.

نوار قلب می‌تواند نشانه‌های مشکلات بازقطبش را نشان دهد.

repolarization is essential for muscle contraction and relaxation.

بازقطبش برای انقباض و شل شدن عضلات ضروری است.

scientists study repolarization to understand cardiac health.

دانشمندان بازقطبش را برای درک سلامت قلب مطالعه می‌کنند.

proper repolarization is necessary for effective nerve signal transmission.

بازقطبش مناسب برای انتقال موثر سیگنال‌های عصبی ضروری است.

repolarization occurs after depolarization in action potentials.

بازقطبش پس از دپلاریزاسیون در پتانسیل‌های عمل رخ می‌دهد.

understanding repolarization helps in developing cardiac therapies.

درک بازقطبش به توسعه درمان‌های قلبی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید