reprocessing

[ایالات متحده]/'ri:'prəusesiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تجدید، بازیافت سوخت هسته‌ای.

جملات نمونه

the costs of reprocessing radioactive waste.

هزینه های بازفرآوری زباله های رادیواکتیو

doubts have been raised about the future of the reprocessing plant.

نگرانی‌ها در مورد آینده کارخانه بازفرآوری مطرح شده‌اند.

The dismantling of a nuclear reprocessing plant caused a leak of radioactivity yesterday.

باز شدن نیروگاه بازفرآوری هسته‌ای باعث نشت رادیواکتیویته دیروز شد.

nuclear reprocessing is a method to extract usable materials from spent nuclear fuel.

بازفرآوری هسته‌ای روشی برای استخراج مواد قابل استفاده از سوخت هسته‌ای مصرف شده است.

reprocessing of plastic waste is essential for reducing environmental pollution.

بازفرآوری ضایعات پلاستیکی برای کاهش آلودگی محیط زیست ضروری است.

the reprocessing plant is equipped with advanced technology to handle hazardous materials.

کارخانه بازفرآوری مجهز به فناوری پیشرفته برای رسیدگی به مواد خطرناک است.

reprocessing facilities must adhere to strict safety regulations to prevent accidents.

تسهیلات بازفرآوری باید برای جلوگیری از حوادث به مقررات ایمنی سخت‌گیرانه پایبند باشند.

chemical reprocessing can help recover valuable resources from industrial waste.

بازفرآوری شیمیایی می‌تواند به بازیابی منابع ارزشمند از ضایعات صنعتی کمک کند.

the reprocessing industry plays a crucial role in sustainable waste management.

صنعت بازفرآوری نقش مهمی در مدیریت پایدار پسماندها ایفا می‌کند.

reprocessing old electronics can reduce electronic waste and conserve resources.

بازفرآوری وسایل الکترونیکی قدیمی می‌تواند ضایعات الکترونیکی را کاهش داده و منابع را حفظ کند.

reprocessing of used cooking oil can be turned into biofuel for renewable energy.

بازفرآوری روغن پخت و پز استفاده شده را می‌توان به بیودیزل برای انرژی تجدیدپذیر تبدیل کرد.

the reprocessing of textiles can help reduce the environmental impact of the fashion industry.

بازفرآوری منسوجات می‌تواند به کاهش اثرات زیست محیطی صنعت مد کمک کند.

reprocessing metal scraps is a cost-effective way to recycle materials for manufacturing.

بازفرآوری ضایعات فلزی یک راه مقرون به صرفه برای بازیافت مواد برای تولید است.

نمونه‌های واقعی

It also had several fuel reprocessing plants used to make materials for the Soviet nuclear weapons program.

همچنین دارای چندین کارخانه بازفرآوری سوخت بود که برای ساخت مصالح برای برنامه تسلیحات هسته‌ای شوروی استفاده می‌شد.

منبع: Scishow Selected Series

Now newly reprocessed, the images show the planet's true colors, and that they actually look quite similar.

اکنون که دوباره بازفرآوری شده است، تصاویر رنگ واقعی سیاره را نشان می‌دهد و نشان می‌دهد که در واقعیت بسیار شبیه به هم هستند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Japan is set to re-start the Rokkasho Nuclear Fuel Reprocessing this October.

ژاپن قصد دارد بازفرآوری سوخت هسته‌ای روککاشو را در ماه اکتبر از سر بگیرد.

منبع: CRI Online March 2014 Collection

This proposal reprocesses the protein in a feather eventually turning it into tender, lab made meat.

این پیشنهاد پروتئین موجود در پر را بازفرآوری می‌کند و در نهایت آن را به گوشت آزمایشگاهی لطیف تبدیل می‌کند.

منبع: CNN 10 Student English November 2020 Collection

One of the first steps in reprocessing left behind a radioactive solution of compounds, including sodium nitrate and sodium acetate salts.

یکی از اولین مراحل بازفرآوری یک محلول رادیواکتیو از ترکیبات از خود به جای گذاشت که شامل نمک‌های نیترات و استات سدیم است.

منبع: Scishow Selected Series

The reprocessing opens pure amounts of uranium and plutonium, both of which could be used to make nuclear bombs.

بازفرآوری مقادیر خالص اورانیوم و پلوتونیوم را باز می‌کند، که هر دو می‌توانند برای ساخت بمب هسته‌ای استفاده شوند.

منبع: VOA Special January 2019 Collection

" Recycling bins" (bins) are containers where you put usually paper that is going to be reprocessed.

"سطل‌های بازیافت" (سطل‌ها) ظروف‌هایی هستند که معمولاً کاغذهایی که قرار است بازفرآوری شوند در آنها قرار می‌گیرند.

منبع: 2014 ESLPod

In that way, he notes, these plastics " can be reprocessed over and over" .

به این ترتیب، او خاطرنشان می‌کند که این پلاستیک‌ها «می‌توانند بارها و بارها بازفرآوری شوند».

منبع: Student Science Journal

Money is now recorded, processed and reprocessed as digital signals by a computer.

پول اکنون به عنوان سیگنال‌های دیجیتال توسط یک کامپیوتر ثبت، پردازش و بازفرآوری می‌شود.

منبع: Advanced English

In 1977, the president slapped a ban on the commercial reprocessing of nuclear fuel.

در سال 1977، رئیس‌جمهور ممنوعیتی بر بازفرآوری تجاری سوخت هسته‌ای وضع کرد.

منبع: Collins-Longman-All

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید