reproducer

[US]/ˌriːprɪˈdʌsə/
[UK]/ˌriːprɪˈdʌsər/
Frequency: Very High

Translation

n. دستگاهی برای تولید صدا؛ برنامه کپی در محاسبات؛ سوراخ‌زن برای تولید سوراخ‌ها؛ تجهیزات تولید مثل
Word Forms

Phrases & Collocations

audio reproducer

بازتولید کننده صدا

video reproducer

بازتولید کننده ویدئو

reproducer system

سیستم بازتولید

high-fidelity reproducer

بازتولید کننده با کیفیت بالا

reproducer device

دستگاه بازتولید

digital reproducer

بازتولید کننده دیجیتال

sound reproducer

بازتولید کننده صدا

record reproducer

بازتولید کننده ضبط

laser reproducer

بازتولید کننده لیزر

compact reproducer

بازتولید کننده جمع و جور

Example Sentences

the reproducer plays a crucial role in sound quality.

بازتولیدکننده نقش مهمی در کیفیت صدا ایفا می‌کند.

we need a reliable reproducer for this project.

ما به یک بازتولیدکننده قابل اعتماد برای این پروژه نیاز داریم.

this reproducer can handle various audio formats.

این بازتولیدکننده می‌تواند فرمت‌های صوتی مختلف را مدیریت کند.

the reproducer is essential for music production.

بازتولیدکننده برای تولید موسیقی ضروری است.

she upgraded her reproducer to improve sound fidelity.

او بازتولیدکننده خود را ارتقا داد تا کیفیت صدا را بهبود بخشد.

he is known as a top reproducer of classical music.

او به عنوان یک بازتولیدکننده برتر موسیقی کلاسیک شناخته می‌شود.

the reproducer needs to be calibrated for accurate playback.

بازتولیدکننده باید برای پخش دقیق کالیبره شود.

many audiophiles invest in high-end reproducers.

بسیاری از شنوندگان حرفه‌ای در بازتولیدکننده‌های سطح بالا سرمایه‌گذاری می‌کنند.

his reproducer was designed for optimal performance.

بازتولیدکننده او برای عملکرد بهینه طراحی شده است.

the reproducer's design affects its usability.

طراحی بازتولیدکننده بر قابلیت استفاده آن تأثیر می‌گذارد.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now