needing

[ایالات متحده]/ˈniːdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈniːdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را لازم داشتن؛ چیزی را باید انجام داد

عبارات و ترکیب‌ها

needing help

نیاز به کمک

needing time

نیاز به زمان

needing support

نیاز به حمایت

needing care

نیاز به مراقبت

needing attention

نیاز به توجه

needing guidance

نیاز به راهنمایی

needing answers

نیاز به پاسخ

needing clarity

نیاز به شفافیت

needing resources

نیاز به منابع

needing direction

نیاز به جهت

جملات نمونه

needing help can be a sign of strength.

داشتن نیاز به کمک می‌تواند نشانه‌ای از قدرت باشد.

she is needing some time to think.

او به کمی زمان برای فکر کردن نیاز دارد.

they are needing a solution to the problem.

آنها به یک راه حل برای مشکل نیاز دارند.

needing support during tough times is normal.

داشتن نیاز به حمایت در زمان‌های سخت طبیعی است.

he is needing guidance on this project.

او به راهنمایی در این پروژه نیاز دارد.

needing a break can improve your productivity.

داشتن نیاز به استراحت می‌تواند بهره‌وری شما را بهبود بخشد.

they are needing more resources to complete the task.

آنها به منابع بیشتری برای تکمیل وظیفه نیاز دارند.

needing reassurance is common in uncertain times.

داشتن نیاز به اطمینان خاطر در زمان‌های نامطمئن رایج است.

she is needing assistance with her studies.

او به کمک در تحصیلات خود نیاز دارد.

needing to communicate effectively is essential in business.

داشتن نیاز به برقراری ارتباط موثر در کسب و کار ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید