resales

[ایالات متحده]/ˈriːseɪlz/
[بریتانیا]/ˈriːseɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دوباره فروختن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

product resales

فروش مجدد محصول

resales market

بازار فروش مجدد

resales value

ارزش فروش مجدد

resales price

قیمت فروش مجدد

resales agreement

توافقنامه فروش مجدد

resales strategy

استراتژی فروش مجدد

resales channel

کانال فروش مجدد

resales tax

مالیات بر فروش مجدد

resales rights

حقوق فروش مجدد

resales business

کسب و کار فروش مجدد

جملات نمونه

resales of concert tickets are often prohibited.

فروش مجدد بلیط کنسرت‌ها اغلب ممنوع است.

the company specializes in resales of luxury items.

این شرکت در زمینه فروش مجدد اقلام لوکس تخصص دارد.

resales can sometimes lead to inflated prices.

فروش مجدد گاهی اوقات می‌تواند منجر به افزایش قیمت‌ها شود.

many people rely on resales for hard-to-find products.

بسیاری از مردم برای یافتن محصولات کمیاب به فروش مجدد متکی هستند.

the market for resales has grown significantly in recent years.

بازار فروش مجدد در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی رشد کرده است.

resales of vintage clothing are very popular among collectors.

فروش مجدد لباس‌های قدیمی در بین کلکسیونرها بسیار محبوب است.

online platforms facilitate the resales of various goods.

پلتفرم‌های آنلاین امکان فروش مجدد کالاهای مختلف را فراهم می‌کنند.

resales can sometimes be a great way to save money.

فروش مجدد گاهی اوقات می‌تواند راهی عالی برای صرفه‌جویی در پول باشد.

many retailers offer discounts on resales to attract customers.

بسیاری از خرده‌فروشان برای جذب مشتریان تخفیف‌هایی را برای فروش مجدد ارائه می‌دهند.

resales must comply with local regulations to avoid penalties.

فروش مجدد باید با مقررات محلی مطابقت داشته باشد تا از جریمه جلوگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید