resinated

[ایالات متحده]/ˈrɛzɪneɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈrɛzɪneɪtɪd/

ترجمه

adj. آغشته به رزین; دارای عطر رزینی
v. درمان کردن با رزین; نفوذ کردن با رزین (زمان گذشته و قسمت گذشته resinate)

عبارات و ترکیب‌ها

resinated wood

چوب رزین‌دار

resinated paper

کاغذ رزین‌دار

resinated surface

سطح رزین‌دار

resinated fiber

الیاف رزین‌دار

resinated product

محصول رزین‌دار

resinated finish

پوشش رزین‌دار

resinated material

مواد رزین‌دار

resinated coating

روکش رزین‌دار

resinated resin

رزین رزین‌دار

resinated layer

لایه رزین‌دار

جملات نمونه

he resinated the wood to protect it from moisture.

او چوب را برای محافظت از آن در برابر رطوبت رزینه کرد.

the artist resinated the canvas to enhance the colors.

هنرمند بوم را برای افزایش رنگ‌ها رزینه کرد.

she resinated the jewelry to give it a glossy finish.

او جواهرات را برای داشتن ظاهری براق رزینه کرد.

the furniture was resinated to prevent scratches.

برای جلوگیری از خراش، مبلمان رزینه شد.

he resinated the surfboard for better water resistance.

او تخته موج سواری را برای مقاومت بهتر در برابر آب رزینه کرد.

the craftsman resinated the sculpture for durability.

صنایع‌دست برای افزایش دوام، مجسمه را رزینه کرد.

they resinated the guitar to improve its sound quality.

آنها گیتار را برای بهبود کیفیت صدا رزینه کردند.

the model was resinated to preserve its details.

مدل برای حفظ جزئیات آن را رزینه کردند.

he resinated the artwork to protect it from fading.

او اثر هنری را برای محافظت از آن در برابر محو شدن رزینه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید