resourcefulnesses

[ایالات متحده]/ri'sɔ:sfəlnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوآوری و هوش در یافتن راه حل ها یا غلبه بر موانع

جملات نمونه

She resolved the difficulty with her accustomed resourcefulness and tact.

او مشکل را با زیرکی و مهارت همیشگی خود حل کرد.

Her resourcefulness in solving problems impressed her colleagues.

توانایی او در حل مسائل، همکارانش را تحت تأثیر قرار داد.

Resourcefulness is a valuable trait in the workplace.

حل مسئله بودن یک ویژگی ارزشمند در محیط کار است.

His resourcefulness in finding solutions saved the project.

حل مسئله‌گری او در یافتن راه حل‌ها، پروژه را نجات داد.

Resourcefulness can help you overcome obstacles.

حل مسئله بودن می‌تواند به شما کمک کند بر موانع غلبه کنید.

The team's resourcefulness led to a successful outcome.

حل مسئله‌گری تیم منجر به یک نتیجه موفقیت‌آمیز شد.

Resourcefulness is often required in challenging situations.

حل مسئله بودن اغلب در شرایط دشوار مورد نیاز است.

She demonstrated great resourcefulness in managing the limited budget.

او با مدیریت بودجه محدود، نشان داد که فردی باهوش و خلاق است.

Resourcefulness is the ability to find creative solutions.

حل مسئله بودن توانایی یافتن راه حل‌های خلاقانه است.

His resourcefulness in adapting to new environments is impressive.

حل مسئله‌گری او در تطبیق با محیط‌های جدید، قابل تحسین است.

Resourcefulness is a key skill in entrepreneurship.

حل مسئله بودن یک مهارت کلیدی در کارآفرینی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید