ingenuity

[ایالات متحده]/ˌɪndʒəˈnjuːəti/
[بریتانیا]/ˌɪndʒəˈnuːəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ذکاوت و مهارت در طراحی راه حل‌ها یا دستیابی به اهداف

جملات نمونه

The boy showed ingenuity in making toys.

پسر در ساختن اسباب‌بازی‌ها ذکاوت نشان داد.

We were amazed at the ingenuity with which they solved their difficulties.

ما از هوش و ذکاوت آنها در حل مشکلاتشان شگفت‌زده بودیم.

Not seldom it happens that the unwearying ingenuity of the Oriental leads to fresh tortures.

اغراق نیست اگر بگوییم که ذکاوت خستگی‌ناپذیر شرقی اغلب منجر به شکنجه‌های جدید می‌شود.

a book that is difficult (or hard ) to find. Difficult, however, is often preferable where the need for skill or ingenuity is implied:

کتابی که یافتن آن دشوار (یا سخت) است. با این حال، دشوار بودن اغلب ترجیح داده می‌شود، جایی که نیاز به مهارت یا زیرکی نشان داده شده است:

an invention that exceeds all others in ingenuity), to being greater than another, as in degree or quantity (

یک اختراعی که از همه دیگران در ذکاوت پیشی می‌گیرد)، به گونه‌ای که در درجه یا مقدار از دیگری بیشتر باشد (

Sometimes it is said that discrete power amplifier design is rather unenterprising, given the enormous outpouring of ingenuity in the design of analogue ICs.

گاهی اوقات گفته می شود که طراحی تقویت کننده توان گسسته نسبتاً بی انگیزه است، با توجه به خلاقیت عظیم در طراحی مدارهای مجتمع آنالوگ.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید