responsions

[ایالات متحده]/rɪ'spɒnʃən/
[بریتانیا]/rɪ'spɑnʃən/

ترجمه

n. (کمیاب) پاسخ؛ جواب؛ (کمیاب) پاسخ؛ جواب

عبارات و ترکیب‌ها

responsion required

پاسخ مورد نیاز

responsion expected

پاسخ مورد انتظار

responsion requested

درخواست پاسخ

responsion needed

پاسخ مورد نیاز

responsion given

پاسخ داده شده

responsion analysis

تجزیه و تحلیل پاسخ

responsion form

فرم پاسخ

responsion time

زمان پاسخ

responsion process

فرآیند پاسخ

responsion feedback

بازخورد پاسخ

جملات نمونه

his responsion to the question was insightful.

پاسخ او به سؤال روشنگر بود.

the responsion from the audience was overwhelmingly positive.

پاسخ از سوی مخاطبان به طور چشمگیری مثبت بود.

she gave a thoughtful responsion during the debate.

او در طول بحث، پاسخی متفکرانه داد.

we need a prompt responsion to the emergency situation.

ما به یک پاسخ سریع به وضعیت اضطراری نیاز داریم.

the teacher appreciated his responsion to the assignment.

معلم از پاسخ او به تکلیف قدردانی کرد.

her responsion was filled with passion and conviction.

پاسخ او سرشار از شور و اطمینان بود.

he always provides a well-reasoned responsion to criticism.

او همیشه پاسخی با استدلال قوی به انتقاد ارائه می دهد.

the responsion from the committee was delayed.

پاسخ از سوی کمیته با تاخیر مواجه شد.

his responsion reflected his deep understanding of the topic.

پاسخ او نشان دهنده درک عمیق او از موضوع بود.

she practiced her responsion skills for the interview.

او مهارت های پاسخگویی خود را برای مصاحبه تمرین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید