resurfacings

[ایالات متحده]/ri'sɝfɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بازسازی سطح; اعمال یک سطح جدید; اعمال یک پوشش جدید.

جملات نمونه

Memories of the past are resurfacing in her mind.

خاطرات گذشته در حال بازگشت به ذهن او هستند.

Old conflicts are resurfacing between the two countries.

درگیری‌های قدیمی بین دو کشور در حال بازگشت هستند.

Emotions that had been buried are resurfacing after the breakup.

احساساتی که مدفون شده بودند پس از جدایی در حال بازگشت هستند.

The issue of climate change is resurfacing as a major concern.

مسئله تغییرات آب و هوایی به عنوان یک نگرانی بزرگ در حال بازگشت است.

After therapy, suppressed trauma may start resurfacing.

پس از درمان، آسیب‌های روحی سرکوب شده ممکن است شروع به بازگشت کنند.

With time, forgotten memories may resurface unexpectedly.

با گذشت زمان، خاطرات فراموش شده ممکن است به طور غیرمنتظره‌ای بازگردند.

The old scandal resurfaced, causing a media frenzy.

رسوایی قدیمی دوباره ظاهر شد و باعث ایجاد هیاهوی رسانه ای شد.

Resurfacing the road will improve its condition and safety.

آسفالت کردن مجدد جاده، وضعیت و ایمنی آن را بهبود می بخشد.

The trend of vintage fashion is resurfacing in the industry.

روندهای مد قدیمی در حال بازگشت در صنعت هستند.

Feelings of insecurity are resurfacing due to recent events.

احساس ناامنی به دلیل وقایع اخیر در حال بازگشت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید