rhapsodizes about art
در مورد هنر با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes over music
در مورد موسیقی با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes on nature
در مورد طبیعت با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes in poetry
در شعر با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes about life
در مورد زندگی با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes over love
در مورد عشق با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes on beauty
در مورد زیبایی با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes about dreams
در مورد رویاها با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes over culture
در مورد فرهنگ با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes on history
در مورد تاریخ با شور و شوق سخن میگوید
she rhapsodizes about the beauty of nature.
او درباره زیبایی طبیعت با تحسین صحبت میکند.
he rhapsodizes over his favorite music.
او درباره موسیقی مورد علاقه خود با تحسین صحبت میکند.
the author rhapsodizes about her travels in her new book.
نویسنده درباره سفرهايش در كتاب جديد خود با تحسين صحبت میکند.
during the interview, she rhapsodizes about her career.
در طول مصاحبه، او درباره شغل خود با تحسین صحبت میکند.
he rhapsodizes about the flavors of the dish.
او درباره طعم غذا با تحسین صحبت میکند.
the artist rhapsodizes about the inspiration behind her work.
هنرمند درباره الهام پشت کار خود با تحسین صحبت میکند.
she rhapsodizes about her favorite books.
او درباره کتابهای مورد علاقه خود با تحسین صحبت میکند.
he rhapsodizes over the experience of skydiving.
او درباره تجربه سقوط آزاد با تحسین صحبت میکند.
the critic rhapsodizes about the performance.
منتقد درباره اجرا با تحسین صحبت میکند.
she rhapsodizes about the joy of cooking.
او درباره لذت آشپزی با تحسین صحبت میکند.
rhapsodizes about art
در مورد هنر با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes over music
در مورد موسیقی با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes on nature
در مورد طبیعت با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes in poetry
در شعر با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes about life
در مورد زندگی با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes over love
در مورد عشق با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes on beauty
در مورد زیبایی با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes about dreams
در مورد رویاها با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes over culture
در مورد فرهنگ با شور و شوق سخن میگوید
rhapsodizes on history
در مورد تاریخ با شور و شوق سخن میگوید
she rhapsodizes about the beauty of nature.
او درباره زیبایی طبیعت با تحسین صحبت میکند.
he rhapsodizes over his favorite music.
او درباره موسیقی مورد علاقه خود با تحسین صحبت میکند.
the author rhapsodizes about her travels in her new book.
نویسنده درباره سفرهايش در كتاب جديد خود با تحسين صحبت میکند.
during the interview, she rhapsodizes about her career.
در طول مصاحبه، او درباره شغل خود با تحسین صحبت میکند.
he rhapsodizes about the flavors of the dish.
او درباره طعم غذا با تحسین صحبت میکند.
the artist rhapsodizes about the inspiration behind her work.
هنرمند درباره الهام پشت کار خود با تحسین صحبت میکند.
she rhapsodizes about her favorite books.
او درباره کتابهای مورد علاقه خود با تحسین صحبت میکند.
he rhapsodizes over the experience of skydiving.
او درباره تجربه سقوط آزاد با تحسین صحبت میکند.
the critic rhapsodizes about the performance.
منتقد درباره اجرا با تحسین صحبت میکند.
she rhapsodizes about the joy of cooking.
او درباره لذت آشپزی با تحسین صحبت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید