rheumatologist

[ایالات متحده]/ˌruːməˈtɒlədʒɪst/
[بریتانیا]/ˌruːməˈtɑːlədʒɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پزشکی که به تشخیص و درمان بیماری‌های روماتیسمی که مفاصل، عضلات و بافت‌های پیوندی را درگیر می‌کنند، متخصص است.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

see a rheumatologist

مراجعه به روماتولوژیست

rheumatologist appointment

نوبakت با روماتولوژیست

consult a rheumatologist

مشورت با روماتولوژیست

rheumatologist visit

بازدید از روماتولوژیست

referred to rheumatologist

به روماتولوژیست معرفی شدم

rheumatologist says

روماتولوژیست می‌گوید

my rheumatologist

روماتولوژیست من

appointment with rheumatologist

نوبakت با روماتولوژیست

see your rheumatologist

به روماتولوژیست خود بروید

rheumatologist recommended

توصیه شده توسط روماتولوژیست

جملات نمونه

my family doctor referred me to a rheumatologist for my persistent joint pain.

دکتر پزشکی خانواده من من را به یک روماتولوژیست برای درد مزمن مفاصلم ارجاع داد.

i have an appointment with a rheumatologist next week to discuss my arthritis symptoms.

من یک نوبت با یک روماتولوژیست در هفته آینده برای بحث درباره علائم التهاب مفاصل من دارم.

the rheumatologist recommended physical therapy alongside medication for my treatment.

روماتولوژیست توصیه کرد که در کنار دارو درمان فیزیوتراپی را انجام دهم.

after months of uncertainty, the rheumatologist finally diagnosed me with lupus.

پس از ماه‌هایی از نااطمینانی، روماتولوژیست در نهایت من را با لپوس تشخیص داد.

you should see a rheumatologist if you experience swelling and stiffness in your joints.

اگر در مفاصلتان تورم و سختی احساس می‌کنید، باید به یک روماتولوژیست مراجعه کنید.

the rheumatologist prescribed anti-inflammatory medication to manage my rheumatoid arthritis.

روماتولوژیست داروی ضد التهابی را برای کنترل التهاب مفاصل من نسخه داد.

my rheumatologist orders blood tests and x-rays to monitor my condition.

روماتولوژیست من آزمایش خون و رادیوگرافی را برای نظارت بر حالت من سفارش داد.

the rheumatologist explained that early intervention is crucial for managing autoimmune diseases.

روماتولوژیست توضیح داد که دخول زودهنگام برای مدیریت بیماری‌های خودایمنی حیاتی است.

i waited three months to see a rheumatologist due to the specialist shortage.

من به دلیل کمبود متخصص، سه ماه را صبر کردم تا به یک روماتولوژیست مراجعه کنم.

the rheumatologist's examination revealed inflammation in my knee joints.

بررسی روماتولوژیست نشان داد که مفاصل ران من التهاب دارد.

following the rheumatologist's advice, i modified my diet and exercise routine.

بر اساس توصیه روماتولوژیست، رژیم غذایی و فعالیت بدنی من را تغییر دادم.

my rheumatologist referred me to a physical therapist for specialized treatment.

روماتولوژیست من را به یک فیزیوتراپیست برای درمان ویژه ارجاع داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید