rheum arthritis
آرتریت روماتوئید
rheum disease
بیماری روماتیک
rheum factor
فاکتور روماتوئید
rheum management
مدیریت روماتیسم
rheum symptoms
علائم روماتیسم
rheum treatment
درمان روماتیسم
rheum specialist
متخصص روماتولوژی
rheum care
مراقبتهای روماتیسمی
rheum clinic
کلینیک روماتولوژی
rheum medication
داروهای روماتیسمی
rheum can be a symptom of allergies.
آبریزش می تواند نشانه ای از آلرژی باشد.
she felt rheum building up in her eyes.
او احساس کرد که آبریزش در چشمانش جمع می شود.
rheum is often associated with colds.
آبریزش اغلب با سرماخوردگی همراه است.
he wiped the rheum from his eyes.
او آبریزش را از چشمانش پاک کرد.
excessive rheum can cause discomfort.
آبریزش بیش از حد می تواند باعث ناراحتی شود.
rheum can indicate an underlying health issue.
آبریزش می تواند نشانه ای از یک مشکل سلامتی زمینهای باشد.
she used a tissue to clear the rheum.
او از دستمال کاغذی برای پاک کردن آبریزش استفاده کرد.
rheum may worsen during allergy season.
آبریزش ممکن است در طول فصل آلرژی بدتر شود.
he noticed rheum after spending time outdoors.
او پس از گذراندن وقت در فضای باز متوجه آبریزش شد.
rheum can be a sign of conjunctivitis.
آبریزش می تواند نشانه ای از کونژکتیویتیت باشد.
rheum arthritis
آرتریت روماتوئید
rheum disease
بیماری روماتیک
rheum factor
فاکتور روماتوئید
rheum management
مدیریت روماتیسم
rheum symptoms
علائم روماتیسم
rheum treatment
درمان روماتیسم
rheum specialist
متخصص روماتولوژی
rheum care
مراقبتهای روماتیسمی
rheum clinic
کلینیک روماتولوژی
rheum medication
داروهای روماتیسمی
rheum can be a symptom of allergies.
آبریزش می تواند نشانه ای از آلرژی باشد.
she felt rheum building up in her eyes.
او احساس کرد که آبریزش در چشمانش جمع می شود.
rheum is often associated with colds.
آبریزش اغلب با سرماخوردگی همراه است.
he wiped the rheum from his eyes.
او آبریزش را از چشمانش پاک کرد.
excessive rheum can cause discomfort.
آبریزش بیش از حد می تواند باعث ناراحتی شود.
rheum can indicate an underlying health issue.
آبریزش می تواند نشانه ای از یک مشکل سلامتی زمینهای باشد.
she used a tissue to clear the rheum.
او از دستمال کاغذی برای پاک کردن آبریزش استفاده کرد.
rheum may worsen during allergy season.
آبریزش ممکن است در طول فصل آلرژی بدتر شود.
he noticed rheum after spending time outdoors.
او پس از گذراندن وقت در فضای باز متوجه آبریزش شد.
rheum can be a sign of conjunctivitis.
آبریزش می تواند نشانه ای از کونژکتیویتیت باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید