rheums

[ایالات متحده]/ruːm/
[بریتانیا]/ruːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترشح التهابی، به ویژه از غشای مخاطی؛ مخاط بینی یا ترشح؛ سرماخوردگی رایج؛ مخاط نازک؛ ریواس (گیاهی که در پزشکی استفاده می‌شود)

عبارات و ترکیب‌ها

rheum arthritis

آرتریت روماتوئید

rheum disease

بیماری روماتیک

rheum factor

فاکتور روماتوئید

rheum management

مدیریت روماتیسم

rheum symptoms

علائم روماتیسم

rheum treatment

درمان روماتیسم

rheum specialist

متخصص روماتولوژی

rheum care

مراقبت‌های روماتیسمی

rheum clinic

کلینیک روماتولوژی

rheum medication

داروهای روماتیسمی

جملات نمونه

rheum can be a symptom of allergies.

آبریزش می تواند نشانه ای از آلرژی باشد.

she felt rheum building up in her eyes.

او احساس کرد که آبریزش در چشمانش جمع می شود.

rheum is often associated with colds.

آبریزش اغلب با سرماخوردگی همراه است.

he wiped the rheum from his eyes.

او آبریزش را از چشمانش پاک کرد.

excessive rheum can cause discomfort.

آبریزش بیش از حد می تواند باعث ناراحتی شود.

rheum can indicate an underlying health issue.

آبریزش می تواند نشانه ای از یک مشکل سلامتی زمینه‌ای باشد.

she used a tissue to clear the rheum.

او از دستمال کاغذی برای پاک کردن آبریزش استفاده کرد.

rheum may worsen during allergy season.

آبریزش ممکن است در طول فصل آلرژی بدتر شود.

he noticed rheum after spending time outdoors.

او پس از گذراندن وقت در فضای باز متوجه آبریزش شد.

rheum can be a sign of conjunctivitis.

آبریزش می تواند نشانه ای از کونژکتیویتیت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید