rhinotomy

[ایالات متحده]/rʌɪˈnɒtəmi/
[بریتانیا]/ˈraɪˌnɑːtəmi/

ترجمه

n. برش جراحی در بینی
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the surgeon will perform a rhinotomy to correct the nasal deformity.

جراح یک رینوتومنی انجام خواهد داد تا ناهنجاری بینی را اصلاح کند.

the patient underwent a successful rhinotomy yesterday.

بیمار دیروز یک رینوتومنی موفقیت‌آمیز تجربه کرد.

rhinotomy is often necessary for severe nasal trauma.

رینوتومنی اغلب برای آسیب جدی بینی ضروری است.

the rhinotomy procedure requires precise surgical planning.

عملیات رینوتومنی نیاز به برنامه‌ریزی جراحی دقیق دارد.

after the rhinotomy, the patient experienced significant swelling.

پس از رینوتومنی، بیمار تورم معنی‌داری تجربه کرد.

the rhinotomy incision healed properly within two weeks.

بازدار رینوتومنی در دو هفته به درستی بهبود یافت.

complications from rhinotomy are rare but can include infection.

عوارض از رینوتومنی نادر است اما می‌تواند شامل عفونت باشد.

the medical team discussed the rhinotomy technique in detail.

تیم پزشکی به طور جزئی تکنیک رینوتومنی را بحث کرد.

post-operative care following rhinotomy is essential for recovery.

مراقبت پس از عمل جراحی پس از رینوتومنی برای بازتوانی ضروری است.

the experienced surgeon has performed many successful rhinotomies.

جراح تجربه‌دار بسیاری از رینوتومنی‌های موفق انجام داده است.

rhinotomy recovery time varies depending on the patient.

زمان بازتوانی رینوتومنی بستگی به بیمار دارد.

the hospital is equipped for complex rhinotomy operations.

بیمارستان برای عملیات رینوتومنی پیچیده تجهیز شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید