ribalds

[ایالات متحده]/ˈrɪb.əldz/
[بریتانیا]/ˈrɪb.əldz/

ترجمه

adj. به طرز خشن شوخ طبع؛ مبتذل
n. فردی که از زبان مبتذل استفاده می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

ribalds humor

طنز گزنده

ribalds tales

داستان‌های گزنده

ribalds jokes

جک‌های گزنده

ribalds songs

آهنگ‌های گزنده

ribalds banter

گفتگوی گزنده

ribalds wit

هوش گزنده

ribalds commentary

نظرات گزنده

ribalds performance

اجای طنزآمیز

ribalds anecdotes

داستانک‌های گزنده

ribalds stories

قصه‌های گزنده

جملات نمونه

his ribald jokes made everyone laugh at the party.

شوخی‌های رکیک او باعث خنده همه در مهمانی شد.

the ribald humor in the play was not suitable for children.

طنز رکیک در نمایش برای کودکان مناسب نبود.

she enjoyed reading ribald poetry from the renaissance period.

او از خواندن شعر رکیک از دوره رنسانس لذت می برد.

ribald tales often reflect the culture of their time.

داستان‌های رکیک اغلب فرهنگ زمان خود را منعکس می‌کنند.

the comedian's ribald style is very popular among adults.

سبک رکیک کمدین بسیار محبوب بین بزرگسالان است.

ribald remarks can sometimes offend sensitive audiences.

نظرات رکیک گاهی اوقات می تواند مخاطبان حساس را ناراحت کند.

he was known for his ribald storytelling at family gatherings.

او به خاطر داستان سرای رکیکش در جمع‌های خانوادگی معروف بود.

the ribald nature of the song made it a hit in the clubs.

ذات رکیک آهنگ باعث شد در کلاب‌ها به یک ترانه محبوب تبدیل شود.

they laughed at the ribald banter exchanged between the characters.

آنها به شوخی‌های رکیک بین شخصیت‌ها خندیدند.

ribald comments are often found in satirical literature.

نظرات رکیک اغلب در ادبیات طنزآمیز یافت می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید