ribgrass

[ایالات متحده]/ˈrɪbɡrɑːs/
[بریتانیا]/ˈrɪbɡræs/

ترجمه

n. نوعی گیاه با برگ‌های بلند، به‌طور خاص Plantago lanceolata
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

ribgrass species

گونه‌های علف خزنده

ribgrass habitat

زیستگاه علف خزنده

ribgrass growth

رشد علف خزنده

ribgrass distribution

توزیع علف خزنده

ribgrass ecosystem

اکوسیستم علف خزنده

ribgrass variety

گونه علف خزنده

ribgrass characteristics

ویژگی‌های علف خزنده

ribgrass uses

کاربردهای علف خزنده

ribgrass management

مدیریت علف خزنده

ribgrass benefits

مزایای علف خزنده

جملات نمونه

ribgrass can be found in many gardens.

چمن‌های برگ‌دار را می‌توان در بسیاری از باغ‌ها پیدا کرد.

people often use ribgrass for herbal remedies.

افراد اغلب از چمن‌های برگ‌دار برای درمان‌های گیاهی استفاده می‌کنند.

ribgrass is known for its medicinal properties.

چمن‌های برگ‌دار به دلیل خواص دارویی آن شناخته شده است.

in some cultures, ribgrass is considered a weed.

در برخی فرهنگ‌ها، چمن‌های برگ‌دار به عنوان علف در نظر گرفته می‌شود.

ribgrass can thrive in poor soil conditions.

چمن‌های برگ‌دار می‌تواند در شرایط خاک فقیرانه رشد کند.

many insects are attracted to ribgrass flowers.

بسیاری از حشرات به گل‌های چمن‌های برگ‌دار جذب می‌شوند.

ribgrass is often used in traditional medicine.

چمن‌های برگ‌دار اغلب در طب سنتی استفاده می‌شود.

farmers appreciate ribgrass for its resilience.

کشاورزان چمن‌های برگ‌دار را به دلیل مقاومت آن ارزیابی می‌کنند.

ribgrass can be used as a natural mulch.

می‌توان از چمن‌های برگ‌دار به عنوان مالچ طبیعی استفاده کرد.

children enjoy playing in fields of ribgrass.

کودکان از بازی در مزارع چمن‌های برگ‌دار لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید