riffraffs welcome
به استقبال ریفرافزها بروید
ignore the riffraffs
ریفرافزها را نادیده بگیرید
riffraffs unite
ریفرافزها متحد شوید
ban the riffraffs
ریفرافزها را ممنوع کنید
riffraffs abound
ریفرافزها فراوان هستند
riffraffs gather
ریفرافزها جمع شوند
riffraffs invade
ریفرافزها حمله میکنند
call the riffraffs
ریفرافزها را احضار کنید
riffraffs in town
ریفرافزها در شهر هستند
watch the riffraffs
به ریفرافزها نگاه کنید
we don't want any riffraffs at our party.
ما نمیخواهیم هیچ گونه افراد مزاحم در مهمانی ما حضور داشته باشند.
he was tired of dealing with the riffraffs in the neighborhood.
او از برخورد با افراد مزاحم در محله خسته شده بود.
the club has strict rules against riffraffs.
باشگاه قوانین سختگیرانه ای علیه افراد مزاحم دارد.
riffraffs often cause trouble in public places.
افراد مزاحم اغلب باعث ایجاد مشکل در مکان های عمومی می شوند.
she refused to associate with riffraffs.
او از معاشرت با افراد مزاحم امتناع کرد.
it's better to keep riffraffs away from the event.
بهتر است افراد مزاحم را از این رویداد دور نگه داشت.
he called them riffraffs for their disruptive behavior.
او به دلیل رفتار خرابکارانه آنها آنها را افراد مزاحم نامید.
the community is working to eliminate riffraffs.
جامعه برای از بین بردن افراد مزاحم تلاش می کند.
riffraffs can ruin a good reputation.
افراد مزاحم می توانند یک شهرت خوب را خراب کنند.
she warned him about the riffraffs in that area.
او به او در مورد افراد مزاحم در آن منطقه هشدار داد.
riffraffs welcome
به استقبال ریفرافزها بروید
ignore the riffraffs
ریفرافزها را نادیده بگیرید
riffraffs unite
ریفرافزها متحد شوید
ban the riffraffs
ریفرافزها را ممنوع کنید
riffraffs abound
ریفرافزها فراوان هستند
riffraffs gather
ریفرافزها جمع شوند
riffraffs invade
ریفرافزها حمله میکنند
call the riffraffs
ریفرافزها را احضار کنید
riffraffs in town
ریفرافزها در شهر هستند
watch the riffraffs
به ریفرافزها نگاه کنید
we don't want any riffraffs at our party.
ما نمیخواهیم هیچ گونه افراد مزاحم در مهمانی ما حضور داشته باشند.
he was tired of dealing with the riffraffs in the neighborhood.
او از برخورد با افراد مزاحم در محله خسته شده بود.
the club has strict rules against riffraffs.
باشگاه قوانین سختگیرانه ای علیه افراد مزاحم دارد.
riffraffs often cause trouble in public places.
افراد مزاحم اغلب باعث ایجاد مشکل در مکان های عمومی می شوند.
she refused to associate with riffraffs.
او از معاشرت با افراد مزاحم امتناع کرد.
it's better to keep riffraffs away from the event.
بهتر است افراد مزاحم را از این رویداد دور نگه داشت.
he called them riffraffs for their disruptive behavior.
او به دلیل رفتار خرابکارانه آنها آنها را افراد مزاحم نامید.
the community is working to eliminate riffraffs.
جامعه برای از بین بردن افراد مزاحم تلاش می کند.
riffraffs can ruin a good reputation.
افراد مزاحم می توانند یک شهرت خوب را خراب کنند.
she warned him about the riffraffs in that area.
او به او در مورد افراد مزاحم در آن منطقه هشدار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید