flowing rill
چشمهای روان
babbling rill
چشمهای خندهدار
tranquil rill
چشمهای آرام
rill erosion
فرسایش جوی
Given by nomarch Hejian...Drill Unit Changsha city....
داده شده توسط نامورچ هیجیان...واحد حفاری شهر چانگشا...
Bach-Collegium Stuttgart ;Helmuth Rilling, conductor.
کُلِژیوم باخ اشتوتگارت؛ هلموت ریلینگ، رهبر ارکستر.
The gentle rill flowed through the meadow.
جوی ملایم از میان چمنزار عبور می کرد.
She sat by the bubbling rill, enjoying the peaceful sound of water.
او در کنار جوی آب خروشان نشست و از صدای آرامش بخش آب لذت برد.
The rill meandered through the forest, creating a serene atmosphere.
جوی آب در جنگل پیچ و خم می کرد و فضایی آرام ایجاد می کرد.
The crystal-clear rill provided a refreshing drink for the weary travelers.
جوی آب شفاف و زلال نوشیدنی با طراوت برای مسافران خسته فراهم می کرد.
Children love to play by the babbling rill, splashing in the shallow water.
کودکان عاشق بازی در کنار جوی آب خروشان هستند و در آب کم عمق آب بازی می کنند.
The rill trickled down the hillside, nourishing the plants along its path.
جوی آب از دامنه تپه ها جاری می شد و گیاهان در طول مسیر خود را تغذیه می کرد.
Birds chirped happily near the gurgling rill, adding to the peaceful ambiance.
پرندگان با خوشحالی در نزدیکی جوی آب حباب مانند آواز می خواندند و به فضای آرام کمک می کردند.
The rill carved a small channel in the rock, creating a miniature waterfall.
جوی آب یک کانال کوچک در سنگ ایجاد کرد و یک آبشار کوچک ایجاد کرد.
The rill provided a habitat for various aquatic creatures, such as fish and frogs.
جوی آب زیستگاه موجودات آبزی مختلفی مانند ماهی و قورباغه را فراهم کرد.
The babbling rill was a source of inspiration for the poet, who often wrote by its banks.
جوی آب خروشان منبع الهام برای شاعر بود که اغلب در کنار آن می نوشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید