malaysian ringgit
رینگیت مالزی
ringgit exchange rate
نرخ ارز رینگیت
ringgit currency
ارز رینگیت
ringgit notes
اسکناسهای رینگیت
ringgit value
ارزش رینگیت
ringgit bank
بانک رینگیت
ringgit coins
سکه های رینگیت
ringgit amount
مبلغ رینگیت
ringgit payment
پرداخت رینگیت
ringgit price
قیمت رینگیت
the price of the item is 50 ringgit.
قیمت این مورد 50 رینگیت است.
he saved up enough ringgit for a new phone.
او برای یک تلفن جدید به اندازه کافی رینگیت پس انداز کرد.
she exchanged her dollars for ringgit at the bank.
او دلار خود را در بانک با رینگیت عوض کرد.
the hotel charges 200 ringgit per night.
هتل هر شب 200 رینگیت هزینه دارد.
prices in malaysia are often listed in ringgit.
قیمتها در مالزی اغلب به رینگیت فهرست شدهاند.
he won 100 ringgit in the lottery.
او 100 رینگیت در قرعه کشی برد.
the cost of living in kuala lumpur is measured in ringgit.
هزینه زندگی در کوالالامپور به رینگیت اندازهگیری میشود.
she spent all her ringgit on souvenirs.
او تمام رینگیتهای خود را برای سوغاتی خرید.
he earned a salary of 3000 ringgit a month.
او حقوق ماهانه 3000 رینگیت کسب کرد.
the exchange rate for ringgit fluctuates daily.
نرخ ارز رینگیت به طور روزانه نوسان دارد.
malaysian ringgit
رینگیت مالزی
ringgit exchange rate
نرخ ارز رینگیت
ringgit currency
ارز رینگیت
ringgit notes
اسکناسهای رینگیت
ringgit value
ارزش رینگیت
ringgit bank
بانک رینگیت
ringgit coins
سکه های رینگیت
ringgit amount
مبلغ رینگیت
ringgit payment
پرداخت رینگیت
ringgit price
قیمت رینگیت
the price of the item is 50 ringgit.
قیمت این مورد 50 رینگیت است.
he saved up enough ringgit for a new phone.
او برای یک تلفن جدید به اندازه کافی رینگیت پس انداز کرد.
she exchanged her dollars for ringgit at the bank.
او دلار خود را در بانک با رینگیت عوض کرد.
the hotel charges 200 ringgit per night.
هتل هر شب 200 رینگیت هزینه دارد.
prices in malaysia are often listed in ringgit.
قیمتها در مالزی اغلب به رینگیت فهرست شدهاند.
he won 100 ringgit in the lottery.
او 100 رینگیت در قرعه کشی برد.
the cost of living in kuala lumpur is measured in ringgit.
هزینه زندگی در کوالالامپور به رینگیت اندازهگیری میشود.
she spent all her ringgit on souvenirs.
او تمام رینگیتهای خود را برای سوغاتی خرید.
he earned a salary of 3000 ringgit a month.
او حقوق ماهانه 3000 رینگیت کسب کرد.
the exchange rate for ringgit fluctuates daily.
نرخ ارز رینگیت به طور روزانه نوسان دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید