the constant riverflow slowly eroded the limestone banks.
جریان رودخانه بهطور مداوم بهآرامی پایههای سنگ گچ را فرسوب میکرد.
we estimated the riverflow rate before launching our kayaks.
قبل از اینکه کاјاکهایمان را رانندگی میکردیم، نرخ جریان رودخانه را تخمین زدیم.
heavy rainfall caused a sudden increase in riverflow.
بارشهای سنگین باعث افزایش ناگهانی جریان رودخانه شد.
engineers monitored the riverflow data for the hydroelectric dam.
مهندسان دادههای جریان رودخانه را برای سد هیدroelectric پایش میکردند.
the seasonal riverflow variability affects local agricultural planning.
تغییرات فصلی جریان رودخانه بر برنامهریزی کشاورزی محلی تأثیر میگذارد.
obstructions upstream can significantly alter the natural riverflow.
موانع بالادست میتوانند جریان طبیعی رودخانه را بهطور قابل توجهی تغییر دهند.
sensors were installed to measure the riverflow in real-time.
سنسورها برای اندازهگیری جریان رودخانه در زمان واقعی نصب شدند.
sediment transport depends largely on the speed of riverflow.
حمل رسوبات بهطور چشمگیری به سرعت جریان رودخانه بستگی دارد.
the riverflow remained dangerously high after the storm.
جریان رودخانه پس از بارش باران بهطور خطرناکی بالا ماند.
accurate riverflow forecasting is essential for flood management.
پیشبینی دقیق جریان رودخانه برای مدیریت سیلهای ضروری است.
a diver went missing in the turbulent riverflow yesterday.
یک غواص دیروز در جریان پرتurbulent رودخانه گم شد.
they traced the riverflow back to its mountain source.
آنها جریان رودخانه را به منبع آن در کوهها پیگیری کردند.
the constant riverflow slowly eroded the limestone banks.
جریان رودخانه بهطور مداوم بهآرامی پایههای سنگ گچ را فرسوب میکرد.
we estimated the riverflow rate before launching our kayaks.
قبل از اینکه کاјاکهایمان را رانندگی میکردیم، نرخ جریان رودخانه را تخمین زدیم.
heavy rainfall caused a sudden increase in riverflow.
بارشهای سنگین باعث افزایش ناگهانی جریان رودخانه شد.
engineers monitored the riverflow data for the hydroelectric dam.
مهندسان دادههای جریان رودخانه را برای سد هیدroelectric پایش میکردند.
the seasonal riverflow variability affects local agricultural planning.
تغییرات فصلی جریان رودخانه بر برنامهریزی کشاورزی محلی تأثیر میگذارد.
obstructions upstream can significantly alter the natural riverflow.
موانع بالادست میتوانند جریان طبیعی رودخانه را بهطور قابل توجهی تغییر دهند.
sensors were installed to measure the riverflow in real-time.
سنسورها برای اندازهگیری جریان رودخانه در زمان واقعی نصب شدند.
sediment transport depends largely on the speed of riverflow.
حمل رسوبات بهطور چشمگیری به سرعت جریان رودخانه بستگی دارد.
the riverflow remained dangerously high after the storm.
جریان رودخانه پس از بارش باران بهطور خطرناکی بالا ماند.
accurate riverflow forecasting is essential for flood management.
پیشبینی دقیق جریان رودخانه برای مدیریت سیلهای ضروری است.
a diver went missing in the turbulent riverflow yesterday.
یک غواص دیروز در جریان پرتurbulent رودخانه گم شد.
they traced the riverflow back to its mountain source.
آنها جریان رودخانه را به منبع آن در کوهها پیگیری کردند.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now