roady trip
سفر جادهای
roady adventure
ماجراجویی جادهای
roady music
موسیقی جادهای
roady vibes
فضای جادهای
roady journey
سفر جادهای
roady lifestyle
سبک زندگی جادهای
roady culture
فرهنگ جادهای
roady spirit
روح جادهای
roady experience
تجربه جادهای
roady escape
فرار جادهای
he has always been a roady, traveling from one concert to another.
او همیشه یک دستیار راه بوده است، که از یک کنسرت به کنسرت دیگر سفر میکند.
being a roady requires a lot of physical stamina.
بودن یک دستیار راه نیاز به استقامت بدنی زیادی دارد.
the roady helped set up the stage before the show.
دستیار راه قبل از اجرا در نصب صحنه کمک کرد.
she enjoyed her life as a roady, meeting new people everywhere.
او از زندگیاش به عنوان یک دستیار راه لذت میبرد و همه جا با افراد جدید آشنا میشد.
every roady knows how to handle unexpected challenges on the road.
هر دستیار راهی میداند چگونه چالشهای غیرمنتظره را در جاده مدیریت کند.
the roady's job is often behind the scenes but crucial to the performance.
کار دستیار راه اغلب پشت صحنه است اما برای اجرا حیاتی است.
after years as a roady, he decided to pursue his own music career.
پس از سالها به عنوان یک دستیار راه، او تصمیم گرفت به دنبال یک حرفه موسیقی خودش برود.
being a roady means long hours and hard work.
بودن یک دستیار راه به معنای ساعتهای طولانی و کار سخت است.
the roady packed all the equipment for the next tour.
دستیار راه تمام تجهیزات را برای تور بعدی بستهبندی کرد.
he learned a lot about music production while being a roady.
او در حالی که دستیار راه بود، در مورد تولید موسیقی چیزهای زیادی یاد گرفت.
roady trip
سفر جادهای
roady adventure
ماجراجویی جادهای
roady music
موسیقی جادهای
roady vibes
فضای جادهای
roady journey
سفر جادهای
roady lifestyle
سبک زندگی جادهای
roady culture
فرهنگ جادهای
roady spirit
روح جادهای
roady experience
تجربه جادهای
roady escape
فرار جادهای
he has always been a roady, traveling from one concert to another.
او همیشه یک دستیار راه بوده است، که از یک کنسرت به کنسرت دیگر سفر میکند.
being a roady requires a lot of physical stamina.
بودن یک دستیار راه نیاز به استقامت بدنی زیادی دارد.
the roady helped set up the stage before the show.
دستیار راه قبل از اجرا در نصب صحنه کمک کرد.
she enjoyed her life as a roady, meeting new people everywhere.
او از زندگیاش به عنوان یک دستیار راه لذت میبرد و همه جا با افراد جدید آشنا میشد.
every roady knows how to handle unexpected challenges on the road.
هر دستیار راهی میداند چگونه چالشهای غیرمنتظره را در جاده مدیریت کند.
the roady's job is often behind the scenes but crucial to the performance.
کار دستیار راه اغلب پشت صحنه است اما برای اجرا حیاتی است.
after years as a roady, he decided to pursue his own music career.
پس از سالها به عنوان یک دستیار راه، او تصمیم گرفت به دنبال یک حرفه موسیقی خودش برود.
being a roady means long hours and hard work.
بودن یک دستیار راه به معنای ساعتهای طولانی و کار سخت است.
the roady packed all the equipment for the next tour.
دستیار راه تمام تجهیزات را برای تور بعدی بستهبندی کرد.
he learned a lot about music production while being a roady.
او در حالی که دستیار راه بود، در مورد تولید موسیقی چیزهای زیادی یاد گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید