roadkill

[ایالات متحده]/ˈrəʊdkɪl/
[بریتانیا]/ˈroʊdkɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوانات کشته شده در جاده
Word Forms
جمعroadkills

عبارات و ترکیب‌ها

roadkill cleanup

پاک‌سازی تلفی حیوانات

roadkill detection

تشخیص تلفی حیوانات

roadkill report

گزارش تلفی حیوانات

roadkill rescue

نجات حیوانات تلف شده

roadkill awareness

آگاهی از تلفی حیوانات

roadkill statistics

آمار تلفی حیوانات

roadkill monitoring

نظارت بر تلفی حیوانات

roadkill prevention

جلوگیری از تلفی حیوانات

roadkill analysis

تجزیه و تحلیل تلفی حیوانات

roadkill impact

تاثیر تلفی حیوانات

جملات نمونه

roadkill is a common sight on rural highways.

دیدن تلفات جاده‌ای یک منظره رایج در بزرگراه‌های روستایی است.

many animals fall victim to roadkill every year.

هر سال بسیاری از حیوانات قربانی تلفات جاده‌ای می‌شوند.

the local wildlife rescue team helps reduce roadkill.

تیم محلی نجات حیات وحش به کاهش تلفات جاده‌ای کمک می‌کند.

drivers should be cautious to avoid roadkill accidents.

رانندگان باید مراقب باشند تا از تصادفات تلفات جاده‌ای جلوگیری کنند.

roadkill can attract scavengers and other wildlife.

تلفات جاده‌ای می‌تواند حیوانات جمع‌آوری‌کننده و سایر حیات وحش را جذب کند.

some communities have signs to warn about roadkill.

برخی از جوامع علامتی برای هشدار در مورد تلفات جاده‌ای دارند.

cleaning up roadkill helps keep the roads safe.

پاک کردن تلفات جاده‌ای به حفظ ایمنی جاده‌ها کمک می‌کند.

roadkill statistics can inform wildlife conservation efforts.

آمار تلفات جاده‌ای می‌تواند تلاش‌های حفاظت از حیات وحش را آگاه کند.

some animals are more prone to roadkill than others.

برخی از حیوانات بیشتر از سایرین در معرض خطر تلفات جاده‌ای قرار دارند.

roadkill is often a sad reminder of wildlife dangers.

تلفات جاده‌ای اغلب یادآور غم‌انگیز خطرات حیات وحش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید