robo

[ایالات متحده]/ˈrəʊbəʊ/
[بریتانیا]/ˈroʊboʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک لباس بلند بدون آستین؛ لباسی که توسط زنان و کودکان پوشیده می‌شود؛ یک ربات؛ یک دفتر شعبه؛ دفتر از راه دور

عبارات و ترکیب‌ها

robotics arm

بازوی رباتیک

robo advisor

مشاور رباتیک

robo dog

سگ رباتیک

robo call

تماس رباتیک

robo chef

سرآشپز رباتیک

robo cop

مامور رباتیک

robo car

خودروی رباتیک

robo friend

دوست رباتیک

robo job

شغل رباتیک

جملات نمونه

the robo arm is very precise.

بازوی رباتیک بسیار دقیق است.

they are developing a new robo for manufacturing.

آنها در حال توسعه یک ربات جدید برای تولید هستند.

the robo vacuum cleaned the entire house.

جاروبرقی رباتیک کل خانه را تمیز کرد.

robo-taxis are becoming increasingly popular.

تاکسی‌های رباتیک به طور فزاینده‌ای محبوب می‌شوند.

the robo dog is very playful.

سگ رباتیک بسیار بازیگوش است.

robo advisors can help you manage your investments.

مشاوران رباتیک می‌توانند به شما در مدیریت سرمایه‌گذاری‌هایتان کمک کنند.

the robo voice assistant answered my question.

دستیار صوتی رباتیک به سؤال من پاسخ داد.

robo-callers are a nuisance.

تماس‌های تلفنی رباتیک آزاردهنده هستند.

the robo competition was fierce.

رقابت رباتیک بسیار شدید بود.

robo-ethics is a growing field of study.

اخلاق رباتیک یک حوزه در حال رشد مطالعه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید