rockily

[ایالات متحده]/ˈrɒkɪli/
[بریتانیا]/ˈrɑːkɪli/

ترجمه

adv. به طرز لرزان یا ضعیف

عبارات و ترکیب‌ها

rockily moving

حرکت نامطمئن

rockily navigating

ناوبری نامطمئن

rockily climbing

صعود نامطمئن

rockily balancing

تعادل نامطمئن

rockily driving

رانندگی نامطمئن

rockily walking

قدم زدن نامطمئن

rockily standing

ایستادن نامطمئن

rockily running

دویدن نامطمئن

rockily swaying

آهنگ دادن نامطمئن

rockily shaking

لرزش نامطمئن

جملات نمونه

the car drove rockily down the bumpy road.

ماشین به سختی و با ترمز در طول مسیر ناهموار به پایین حرکت کرد.

she walked rockily after twisting her ankle.

او بعد از پیچ خوردگی مچ پا به سختی راه می رفت.

the boat rocked rockily on the choppy waters.

قایق به سختی در آب های متلاطم تاب می خورد.

he spoke rockily, struggling to find the right words.

او با سختی صحبت کرد و برای یافتن کلمات مناسب تلاش کرد.

the performance started rockily but improved over time.

اجرا با سختی شروع شد اما به مرور زمان بهتر شد.

they climbed the mountain rockily, unsure of their footing.

آنها به سختی کوه را بالا رفتند و از استحکام جای پایشان مطمئن نبودند.

the negotiations proceeded rockily, with many disagreements.

مذاکرات با وجود اختلافات فراوان به سختی پیش رفت.

her voice came out rockily due to her cold.

صدايش به دليل سرمايش به سختی درآمد.

the children played rockily on the uneven playground.

کودکان به سختی در زمین بازی ناهموار بازی کردند.

the project started rockily but eventually found its rhythm.

پروژه با سختی شروع شد اما در نهایت ریتم خود را پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید