romances

[ایالات متحده]/rəʊˈmænsɪz/
[بریتانیا]/roʊˈmænsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع رمان; داستان های عاشقانه; داستان های ماجراجویی; قصه های عشق
v. شخص سوم مفرد رمان; اختراع کردن; دنبال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

romances unfold

شکوفایی عشق

romances blossom

شکوفایی عشق

romances flourish

شکوفایی عشق

romances ignite

روشن شدن عشق

romances evolve

تکامل عشق

romances fade

محو شدن عشق

romances thrive

شکوفایی عشق

romances intertwine

پیچیده شدن عشق

romances begin

آغاز عشق

romances end

پایان عشق

جملات نمونه

many novels explore the theme of romances.

بسیاری از رمان‌ها به بررسی مضمونی عشق می‌پردازند.

she enjoys reading historical romances.

او از خواندن رمان‌های تاریخی عاشقانه لذت می‌برد.

romances often depict love in a dramatic way.

رمان‌ها اغلب عشق را به روشی دراماتیک به تصویر می‌کشند.

they have a collection of classic romances.

آنها مجموعه‌ای از رمان‌های عاشقانه کلاسیک دارند.

romances can be found in many cultures.

رمان‌های عاشقانه را می‌توان در بسیاری از فرهنگ‌ها یافت.

her favorite movie genre is romantic comedies and romances.

ژانر مورد علاقه او در فیلم کمدی رمانتیک و رمان است.

he wrote several successful romances during his career.

او در طول دوران حرفه‌ای خود چندین رمان عاشقانه موفق نوشت.

they often discuss the best romances in literature.

آنها اغلب درباره بهترین رمان‌های عاشقانه در ادبیات بحث می‌کنند.

romances often involve complex character relationships.

رمان‌های عاشقانه اغلب شامل روابط پیچیده بین شخصیت‌ها هستند.

she believes that true romances can last a lifetime.

او معتقد است که رمان‌های عاشقانه واقعی می‌توانند یک عمر طول بکشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید