romusha

[ایالات متحده]/ˈrəʊmuːʃə/
[بریتانیا]/ˈroʊmuːʃə/

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخص شده توسط کارکرد اجباری؛ مربوط به یا مخصوص به سیستم روموشا.
v. به کارکرد اجباری گذاشتن؛ به عنوان کارگر اجباری کار کردن (نادر).
n. یک سیستم کارکرد اجباری؛ به ویژه سیستم کارکرد اجباری که توسط ژاپنی‌ها در اندونزی اجبار شد و حدود ۴۰۰ هزار کارگر را استخدام کرد.
شکل‌های واژه
جمعromushas

عبارات و ترکیب‌ها

romusha laborers

کارگر روموشا

javanese romusha

روموشا جاوانی

romusha workers

کارگر روموشا

forced romusha

روموشا مجبور

asian romusha

روموشا آسیایی

romusha recruitment

پیوستگی روموشا

indonesian romusha

روموشا اندونسی

romusha system

سیستم روموشا

romusha during wwii

روموشا در جنگ جهانی دوم

japanese romusha

روموشا ژاپنی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید