rontgens

[ایالات متحده]/ˈrɒntɡənz/
[بریتانیا]/ˈrɑntɡənz/

ترجمه

adj. مربوط به اشعه ایکس
n. واحد قرارگیری در معرض اشعه ایکس؛ نام خانوادگی؛ (رونتگن) نام یک شخص

عبارات و ترکیب‌ها

rontgens machine

دستگاه رونتگن

rontgens exposure

قرار گرفتن در معرض رونتگن

rontgens imaging

تصویربرداری رونتگن

rontgens radiation

تابش رونتگن

rontgens therapy

درمان رونتگن

rontgens detector

تشخیص‌دهنده رونتگن

rontgens scan

اسکن رونتگن

rontgens dose

دوز رونتگن

rontgens safety

ایمنی رونتگن

rontgens analysis

تجزیه و تحلیل رونتگن

جملات نمونه

rontgens are used to take x-ray images.

رونتگن‌ها برای گرفتن عکسبرداری با اشعه ایکس استفاده می‌شوند.

the doctor ordered rontgens to examine the fracture.

پزشک برای بررسی شکستگی رونتگن تجویز کرد.

understanding rontgens is important for radiologists.

درک رونتگن‌ها برای رادیولوژیست‌ها مهم است.

rontgens can help detect hidden injuries.

رونتگن‌ها می‌توانند به تشخیص آسیب‌های پنهان کمک کنند.

many hospitals have advanced rontgens technology.

بسیاری از بیمارستان‌ها دارای فناوری رونتگن پیشرفته هستند.

rontgens are essential in diagnosing medical conditions.

رونتگن‌ها در تشخیص شرایط پزشکی ضروری هستند.

patients are often anxious about getting rontgens.

بیماران اغلب در مورد گرفتن رونتگن مضطرب هستند.

rontgens can reveal issues that are not visible externally.

رونتگن‌ها می‌توانند مشکلاتی را که به طور خارجی قابل مشاهده نیستند آشکار کنند.

technicians must be trained to operate rontgens safely.

تکنسین‌ها باید برای کار کردن ایمن با رونتگن آموزش ببینند.

rontgens play a crucial role in modern medicine.

رونتگن‌ها نقش مهمی در پزشکی مدرن ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید