| جمع | roofies |
roofy brand name
نام برند روفی
take a roofy
یک روفی بگیر
slang for roofy
عبارت غیررسمی برای روفی
roofies drug
دَرَگ روفی
give someone roofy
به کسی روفی بده
roofy laced
روفی لایس
roofy pills
پیلهای روفی
he was afraid someone might roofy his drink at the crowded party.
او میترسید کسی در آن پارتو پر، نوشیدنیاش را روفی کند.
the police warned students about the dangers of being roofied at bars.
پلیس دانشجویان را درباره خطرات اینکه در کلوپها روفی شوند هشدار داد.
she felt dizzy after a few sips and suspected she had been roofied.
پس از چند نوشیدنی او خفقان کرد و فکر کرد که روفی شده است.
the documentary discusses how easily predators roofy unsuspecting victims.
مستند درباره اینکه چگونه شکارچیها به راحتی افراد غافلگیر را روفی میکنند صحبت میکند.
never leave your drink unattended, or someone could roofy it.
هرگز نوشیدنیتان را تنها نگذارید، چرا که کسی ممکن است آن را روفی کند.
he didn't remember anything from last night because he got roofied.
او از شب گذشته چیزی به خاطر نیاورد چرا که روفی شده بود.
they realized too late that their drinks had been roofied.
آنها متوجه شدند که نوشیدنیهایشان روفی شده بودند، اما زودی بیش از حد.
authorities are trying to stop criminals from using roofies to incapacitate people.
مقامات سعی میکنند از اینکه جنایتکاران از روفیها برای نابود کردن افراد استفاده کنند جلوگیری کنند.
the suspect was accused of trying to roofy a woman's cocktail.
مشکوک به این متهم شد که سعی داشت نوشیدنی یک زن را روفی کند.
it is a serious crime to roofy someone without their consent.
روفی کردن کسی بدون رضایت وی یک جرم جدی است.
the hospital ran tests to confirm if the patient was roofied.
بیمارستان آزمایشهایی انجام داد تا اطمینان حاصل کند بیمار روفی شده است یا نه.
she covered her glass with her hand to ensure no one roofied her.
او با دستش لیوانش را پوشاند تا مطمئن شود کسی او را روفی نکند.
roofy brand name
نام برند روفی
take a roofy
یک روفی بگیر
slang for roofy
عبارت غیررسمی برای روفی
roofies drug
دَرَگ روفی
give someone roofy
به کسی روفی بده
roofy laced
روفی لایس
roofy pills
پیلهای روفی
he was afraid someone might roofy his drink at the crowded party.
او میترسید کسی در آن پارتو پر، نوشیدنیاش را روفی کند.
the police warned students about the dangers of being roofied at bars.
پلیس دانشجویان را درباره خطرات اینکه در کلوپها روفی شوند هشدار داد.
she felt dizzy after a few sips and suspected she had been roofied.
پس از چند نوشیدنی او خفقان کرد و فکر کرد که روفی شده است.
the documentary discusses how easily predators roofy unsuspecting victims.
مستند درباره اینکه چگونه شکارچیها به راحتی افراد غافلگیر را روفی میکنند صحبت میکند.
never leave your drink unattended, or someone could roofy it.
هرگز نوشیدنیتان را تنها نگذارید، چرا که کسی ممکن است آن را روفی کند.
he didn't remember anything from last night because he got roofied.
او از شب گذشته چیزی به خاطر نیاورد چرا که روفی شده بود.
they realized too late that their drinks had been roofied.
آنها متوجه شدند که نوشیدنیهایشان روفی شده بودند، اما زودی بیش از حد.
authorities are trying to stop criminals from using roofies to incapacitate people.
مقامات سعی میکنند از اینکه جنایتکاران از روفیها برای نابود کردن افراد استفاده کنند جلوگیری کنند.
the suspect was accused of trying to roofy a woman's cocktail.
مشکوک به این متهم شد که سعی داشت نوشیدنی یک زن را روفی کند.
it is a serious crime to roofy someone without their consent.
روفی کردن کسی بدون رضایت وی یک جرم جدی است.
the hospital ran tests to confirm if the patient was roofied.
بیمارستان آزمایشهایی انجام داد تا اطمینان حاصل کند بیمار روفی شده است یا نه.
she covered her glass with her hand to ensure no one roofied her.
او با دستش لیوانش را پوشاند تا مطمئن شود کسی او را روفی نکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید