rootages

[ایالات متحده]/ˈruːtɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈruːtɪdʒɪz/

ترجمه

n. عمل یا فرایند ریشه‌دار شدن؛ منبع یا منشا چیزی؛ آغاز یا نقطه شروع

عبارات و ترکیب‌ها

deep rootages

ریشه‌های عمیق

strong rootages

ریشه‌های قوی

cultural rootages

ریشه‌های فرهنگی

historical rootages

ریشه‌های تاریخی

local rootages

ریشه‌های محلی

community rootages

ریشه‌های اجتماعی

natural rootages

ریشه‌های طبیعی

psychological rootages

ریشه‌های روان‌شناختی

social rootages

ریشه‌های اجتماعی

economic rootages

ریشه‌های اقتصادی

جملات نمونه

understanding the rootages of a plant is essential for its care.

درک ریشه‌ها و وابستگی‌های یک گیاه برای مراقبت از آن ضروری است.

the rootages of this tree spread deep into the soil.

ریشه‌های این درخت عمیقاً در خاک گسترده شده‌اند.

rootages play a crucial role in nutrient absorption.

ریشه‌ها نقش مهمی در جذب مواد مغذی ایفا می‌کنند.

he studied the rootages of different cultures.

او ریشه‌های فرهنگ‌های مختلف را مطالعه کرد.

the rootages of the family tree can reveal surprising connections.

ریشه‌های درخت خانوادگی می‌تواند ارتباطات شگفت‌انگیزی را آشکار کند.

exploring the rootages of language can enhance our understanding.

بررسی ریشه‌های زبان می‌تواند درک ما را افزایش دهد.

she is tracing her rootages back to ancient civilizations.

او ریشه‌های خود را به تمدن‌های باستانی ردیابی می‌کند.

the rootages of the issue are complex and multifaceted.

ریشه‌های این مشکل پیچیده و چند وجهی هستند.

rootages of friendship often stem from shared experiences.

ریشه‌های دوستی اغلب از تجربیات مشترک نشأت می‌گیرد.

understanding the rootages of conflict can lead to resolution.

درک ریشه‌های منازعه می‌تواند منجر به حل و فصل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید