rootstalks

[ایالات متحده]/ˈruːtˌstɔːks/
[بریتانیا]/ˈruːtˌstɑːks/

ترجمه

n. ساقه زیرزمینی یک گیاه که ریشه‌ها و جوانه‌ها را تولید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

rootstalks growth

رشد ریشه گیاهی

rootstalks development

توسعه ریشه گیاهی

rootstalks system

سیستم ریشه گیاهی

rootstalks propagation

تکثیر ریشه گیاهی

rootstalks structure

ساختار ریشه گیاهی

rootstalks diversity

تنوع ریشه گیاهی

rootstalks adaptation

سازگاری ریشه گیاهی

rootstalks management

مدیریت ریشه گیاهی

rootstalks characteristics

ویژگی‌های ریشه گیاهی

rootstalks analysis

تجزیه و تحلیل ریشه گیاهی

جملات نمونه

the gardener planted new rootstalks to improve the crop yield.

باغبانی ریشه ها را برای بهبود عملکرد محصول کاشت.

rootstalks are essential for the growth of many plants.

ریشه ها برای رشد بسیاری از گیاهان ضروری هستند.

farmers often use rootstalks to propagate their favorite plants.

کشاورزان اغلب از ریشه ها برای تکثیر گیاهان مورد علاقه خود استفاده می کنند.

after the winter, the rootstalks began to sprout new leaves.

پس از زمستان، ریشه ها شروع به جوانه‌زنی برگ‌های جدید کردند.

she dug up the rootstalks to replant them in a different location.

او ریشه ها را کند و دوباره در یک مکان دیگر کاشت.

rootstalks can store nutrients for the plant during dry seasons.

ریشه ها می توانند مواد مغذی را برای گیاه در طول فصول خشک ذخیره کنند.

many herbal medicines are derived from the rootstalks of plants.

بسیاری از داروها از ریشه های گیاهان مشتق می شوند.

rootstalks play a crucial role in the plant's survival.

ریشه ها نقش مهمی در بقای گیاه ایفا می کنند.

she learned how to identify different types of rootstalks.

او یاد گرفت که چگونه انواع مختلف ریشه ها را شناسایی کند.

using rootstalks can help in maintaining soil health.

استفاده از ریشه ها می تواند به حفظ سلامت خاک کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید