rosining

[ایالات متحده]/ˈrɒzɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɑːzɪnɪŋ/

ترجمه

v. عمل استفاده از رزین

عبارات و ترکیب‌ها

rosining the bow

چسباندن رزین به کمان

rosining the strings

چسباندن رزین به سیم‌ها

rosining technique

تکنیک رزین زدن

rosining process

فرآیند رزین زدن

rosining session

جلسه رزین زدن

rosining regularly

به طور منظم رزین زدن

rosining properly

به درستی رزین زدن

rosining often

اغراق رزین زدن

rosining frequency

تعداد دفعات رزین زدن

rosining choice

انتخاب رزین

جملات نمونه

he is rosining his bow before the performance.

او قبل از اجرا در حال رزینه‌کاری کمان خود است.

she learned the technique of rosining strings for better sound.

او تکنیک رزینه‌کاری سیم‌ها را برای صدای بهتر یاد گرفت.

rosining is essential for string instrument players.

رزینه‌کاری برای نوازندگان سازهای زهی ضروری است.

he forgot to rosin his bow and struggled to play.

او فراموش کرد کمان خود را رزینه‌کاری کند و برای نواختن تلاش کرد.

she applies rosin to her bow regularly.

او به طور منظم رزین را روی کمان خود می‌مالد.

proper rosining can enhance the quality of the music.

رزینه‌کاری مناسب می‌تواند کیفیت موسیقی را افزایش دهد.

he prefers light rosin for a smoother sound.

او رزین سبک را برای صدای نرم‌تر ترجیح می‌دهد.

she bought a new type of rosin for her violin.

او یک نوع رزین جدید برای ویولن خود خرید.

rosining the bow is a simple yet important task.

رزینه‌کاری کمان یک کار ساده اما مهم است.

he demonstrated the process of rosining the bow.

او فرآیند رزینه‌کاری کمان را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید