rotatable

[ایالات متحده]/rəʊˈteɪtəbl/
[بریتانیا]/roʊˈteɪtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابلیت چرخش؛ قابلیت تبدیل؛ قابلیت مرور؛ قابلیت تعویض

عبارات و ترکیب‌ها

rotatable screen

صفحه قابل چرخش

rotatable chair

صندلی قابل چرخش

rotatable table

میز قابل چرخش

rotatable mount

نگهدارنده قابل چرخش

rotatable device

دستگاه قابل چرخش

rotatable lens

لنز قابل چرخش

rotatable base

پایه قابل چرخش

rotatable display

صفحه نمایش قابل چرخش

rotatable bracket

براکت قابل چرخش

rotatable arm

بازوی قابل چرخش

جملات نمونه

the rotatable chair allows for easy movement in the office.

صندلی چرخشی امکان جابجایی آسان در دفتر را فراهم می‌کند.

we designed a rotatable display to showcase our products.

ما یک نمایشگر چرخشی برای نمایش محصولات خود طراحی کردیم.

the rotatable camera provides better angles for photography.

دوربین چرخشی زوایای بهتری برای عکاسی فراهم می‌کند.

her rotatable jewelry organizer keeps everything neatly arranged.

سازمان‌دهنده جواهرات چرخشی او همه چیز را به طور مرتب مرتب نگه می‌دارد.

the rotatable base makes it easy to share the screen during meetings.

پایه چرخشی به اشتراک‌گذاری آسان صفحه نمایش در طول جلسات کمک می‌کند.

this rotatable lamp can be adjusted to different lighting angles.

این لامپ چرخشی را می‌توان بر روی زوایای مختلف نور تنظیم کرد.

the rotatable shelf helps maximize space in the kitchen.

قفسه چرخشی به حداکثر رساندن فضای آشپزخانه کمک می‌کند.

using a rotatable mount allows for flexible tv positioning.

استفاده از براکت چرخشی امکان قرارگیری انعطاف‌پذیر تلویزیون را فراهم می‌کند.

the rotatable screen on the tablet enhances user experience.

صفحه نمایش چرخشی در تبلت تجربه کاربر را بهبود می‌بخشد.

he prefers a rotatable desk for his home office setup.

او ترجیح می‌دهد برای راه اندازی دفتر کار خانگی خود از یک میز چرخشی استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید