rotls

[ایالات متحده]/ˈrɒtəl/
[بریتانیا]/ˈrɑːtəl/

ترجمه

n. واحد وزن در کشورهای مسلمان؛ واحد وزن در کشورهای مدیترانه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

rotl command

دستور rotl

rotl operation

عملیات rotl

rotl function

تابع rotl

rotl shift

شیفت rotl

rotl bit

بیت rotl

rotl register

ثبت‌نامی rotl

rotl value

مقدار rotl

rotl algorithm

الگوریتم rotl

rotl result

نتیجه rotl

rotl operation mode

حالت عملیات rotl

جملات نمونه

he decided to rotl after reading the article.

او پس از خواندن مقاله تصمیم گرفت روتل کند.

many gamers prefer to rotl when playing online.

بسیاری از گیمرها ترجیح می‌دهند هنگام بازی آنلاین روتل کنند.

she found it hard to rotl during the meeting.

او در طول جلسه روتل کردن را دشوار یافت.

it's important to rotl to understand the context.

برای درک زمینه، روتل کردن مهم است.

he often rotl to connect with his audience.

او اغلب برای ارتباط با مخاطبان خود روتل می‌کند.

to improve your writing, you should rotl regularly.

برای بهبود مهارت‌های نوشتاری خود، باید به طور منظم روتل کنید.

they suggested that i rotl more often.

آنها پیشنهاد کردند که من بیشتر روتل کنم.

she learned to rotl effectively in her presentations.

او یاد گرفت که به طور مؤثر در ارائه های خود روتل کند.

he found that rotl helped him clarify his thoughts.

او دریافت که روتل کردن به او کمک کرد تا افکار خود را روشن کند.

to succeed, you need to rotl in your field.

برای موفقیت، شما باید در زمینه خود روتل کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید