rouleaux

[ایالات متحده]/ruːˈləʊ/
[بریتانیا]/ruˈloʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختارهای شبیه سکه یا تجمعات استوانه‌ای از سلول‌های خونی

عبارات و ترکیب‌ها

rouleaux de papier

غلتک‌های کاغذ

rouleaux de printemps

غلتک‌های بهار

rouleaux de tissu

غلتک‌های پارچه

rouleaux de peinture

غلتک‌های رنگ

rouleaux de film

غلتک‌های فیلم

rouleaux de sushi

غلتک سوشی

rouleaux de métal

غلتک‌های فلز

rouleaux de carton

غلتک‌های مقوا

rouleaux de pâte

غلتک‌های خمیر

rouleaux de fil

غلتک‌های نخ

جملات نمونه

rouleaux are often used in medical diagnostics.

غلتک‌ها اغلب در تشخیص‌های پزشکی استفاده می‌شوند.

the presence of rouleaux can indicate certain diseases.

وجود غلتک‌ها می‌تواند نشان‌دهنده بیماری‌های خاص باشد.

in blood tests, rouleaux formation is an important factor.

در آزمایش‌های خون، تشکیل غلتک‌ها یک عامل مهم است.

rouleaux can affect the viscosity of blood.

غلتک‌ها می‌توانند بر ویسکوزیته خون تأثیر بگذارند.

doctors monitor rouleaux levels during examinations.

پزشکان سطح غلتک‌ها را در طول معاینات بررسی می‌کنند.

rouleaux formation can be seen under a microscope.

تشکیل غلتک‌ها را می‌توان زیر میکروسکوپ مشاهده کرد.

the study focused on the impact of rouleaux in inflammation.

این مطالعه بر تأثیر غلتک‌ها در التهاب متمرکز بود.

rouleaux can be a sign of increased plasma proteins.

غلتک‌ها می‌توانند نشانه‌ای از افزایش پروتئین‌های پلاسما باشند.

understanding rouleaux helps in diagnosing various conditions.

درک غلتک‌ها به تشخیص شرایط مختلف کمک می‌کند.

rouleaux formation is often associated with multiple myeloma.

تشکیل غلتک‌ها اغلب با مولتیپل میلوما مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید