roundups

[ایالات متحده]/ˈraʊndʌps/
[بریتانیا]/ˈraʊndʌps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع آوری افراد یا اشیاء; عمل گردآوری; جستجو یا دستگیری افراد; خلاصه یا مرور

عبارات و ترکیب‌ها

news roundups

خلاصه اخبار

weekly roundups

خلاصه هفتگی

roundups report

گزارش خلاصه

daily roundups

خلاصه روزانه

roundups summary

خلاصه خلاصه

event roundups

خلاصه رویدادها

roundups analysis

تحلیل خلاصه

roundups overview

مروری بر خلاصه

roundups highlights

تاکیدات خلاصه

roundups update

به‌روزرسانی خلاصه

جملات نمونه

the weekly roundups help keep everyone informed.

به‌روزرسانی‌های هفتگی به آگاه‌سازی همه کمک می‌کنند.

we need to prepare roundups of our project progress.

ما باید به‌روزرسانی‌هایی از پیشرفت پروژه خود تهیه کنیم.

the roundups included key highlights from the meeting.

به‌روزرسانی‌ها نکات کلیدی را از جلسه شامل می‌شدند.

roundups of financial data are essential for analysis.

به‌روزرسانی‌های داده‌های مالی برای تجزیه و تحلیل ضروری هستند.

she writes weekly roundups for the company's newsletter.

او به‌روزرسانی‌های هفتگی را برای خبرنامه شرکت می‌نویسد.

the roundups provide a summary of the latest news.

به‌روزرسانی‌ها خلاصه‌ای از آخرین اخبار را ارائه می‌دهند.

we publish roundups of the best articles every month.

ما هر ماه به‌روزرسانی‌هایی از بهترین مقالات منتشر می‌کنیم.

roundups are useful for quickly reviewing important information.

به‌روزرسانی‌ها برای بررسی سریع اطلاعات مهم مفید هستند.

he enjoys reading roundups of sports events.

او از خواندن به‌روزرسانی‌های رویدادهای ورزشی لذت می‌برد.

roundups can help streamline communication within the team.

به‌روزرسانی‌ها می‌توانند به ساده‌سازی ارتباطات در داخل تیم کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید