rousing

[ایالات متحده]/'raʊzɪŋ/
[بریتانیا]/'raʊzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زنده; تحریک کننده; متحرک
v. بیدار کردن; برانگیختن; تحریک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rousing applause

تشویق‌های پرشور

rousing speech

سخنرانی پرشور

rousing performance

اجای پرشور

rousing victory

پیروزی پرشور

rousing music

موسیقی پرشور

جملات نمونه

a rousing march tune.

یک آهنگ رژه پرانرژی

rousing herself to a pitch of indignation.

او خود را به اوج خشم رساند.

The audience gave the band a rousing welcome.

تماشاگران به گروه استقبالی پرشور دادند.

a rousing finale to an evening of enthralling music

یک پایان‌بندی هیجان‌انگیز برای یک شب موسیقی جذاب

The players were greeted by rousing cheers.

بازیکنان با تشویق‌های پرشور مورد استقبال قرار گرفتند.

The returning soldiers enjoyed a rousing reception.

سربازان بازگشته از یک استقبال پرشور لذت بردند.

In a rousing speech,the President hit out against the trade union.

در یک سخنرانی پرشور، رئیس جمهور با اتحادیه تجاری مقابله کرد.

In a rousing speech the minister hit out at racism in the armed forces.

در یک سخنرانی پرشور، وزیر به نژادپرستی در نیروهای مسلح حمله کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید